در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شخص فقیر زبالهگرد که تا کمر داخل سطل آشغال بود، از لای شکاف بدنه سطل آشغال، شخص دیوانهای را دید که با خودش حرفهای ناجوری میزد و به حرفهای خودش میخندید. با خود گفت: «چه خوب که دیوانه نیستم.»
شخص دیوانه که با خودش حرفهای ناجوری میزد و به حرفهای خودش میخندید، آمبولانسی را دید که آژیرکشان از کوچه پیچید و رفت. با خود گفت: «چه خوب که بیمار رو به موت نیستم.»
آمبولانس به بیمارستان رسید و شخص بیمار که روی تخت آمبولانس دراز کشیده بود، جنازهای را دید که از بیمارستان خارج کردند و با خود گفت: «چه خوب که زندهام.»
خودروی حمل جنازه راهی بهشتزهرا(س) شد. در راه، مقابل خانه شخص ثروتمند رسید. شخص میت به اذن خدا از جا برخاست و رو به شخص ثروتمند کرد و گفت: «چه خوب که از دست تو دق کردم و مُردم و دیگر چشمم به امثال شما دلالهای رانتخوار زالوصفت بیدرد بیتفاوت تازه به دوران رسیده عوضی نمیافتد.» سپس بار دیگر جان به جانآفرین تسلیم کرد.
روحش شاد و یادش گرامی باد.
امید مهدینژاد
طنزنویس
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: