مقطع حساس‌کنونی

حکایت چرخه حیات

شخص ثروتمندی از پنجره خانه‌اش واقع در تقاطع الهیه به بیرون نگریست و شخص فقیر زباله‌گردی را دید که تا کمر داخل سطل آشغال بود تا زباله خشکی پیدا کند و در کیسه‌اش بیندازد. شخص ثروتمند با خود گفت: «چه خوب که فقیر نیستم.»
کد خبر: ۱۱۷۷۴۱۹

شخص فقیر زبالهگرد که تا کمر داخل سطل آشغال بود، از لای شکاف بدنه سطل آشغال، شخص دیوانهای را دید که با خودش حرفهای ناجوری میزد و به حرفهای خودش میخندید. با خود گفت: «چه خوب که دیوانه نیستم.»

شخص دیوانه که با خودش حرفهای ناجوری میزد و به حرفهای خودش میخندید، آمبولانسی را دید که آژیرکشان از کوچه پیچید و رفت. با خود گفت: «چه خوب که بیمار رو به موت نیستم.»

آمبولانس به بیمارستان رسید و شخص بیمار که روی تخت آمبولانس دراز کشیده بود، جنازهای را دید که از بیمارستان خارج کردند و با خود گفت: «چه خوب که زندهام.»

خودروی حمل جنازه راهی بهشتزهرا(س) شد. در راه، مقابل خانه شخص ثروتمند رسید. شخص میت به اذن خدا از جا برخاست و رو به شخص ثروتمند کرد و گفت: «چه خوب که از دست تو دق کردم و مُردم و دیگر چشمم به امثال شما دلالهای رانتخوار زالوصفت بیدرد بیتفاوت تازه به دوران رسیده عوضی نمیافتد.» سپس بار دیگر جان به جانآفرین تسلیم کرد.

روحش شاد و یادش گرامی باد.

امید مهدینژاد

طنزنویس

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها