در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
درست مثل اثر انگشت یا دی ان ای، هر انسانی قصهای دارد مختص به خودش، به اندازه همه آدمها هم بیشمار قصه وجود دارد. اما چرا آدمها اینقدر محتاج به قصه هستند؟ چرا هنوز هم که هنوز است با وجود سیر دیوانهوار فناوری و ظهور سرگرمیهای نوین، اعتیاد انسانها به قصه کم نشده است؟ چرا اینقدر ما به قصه نیاز داریم؟
محتاجان به قصه
سروش صحت که دبیر هنری جشنواره قصهگویی کانون پرورش فکری کودکان است، میگوید «همانطور که شهرزاد با هزار و یک شب و قصه ،خود را نجات داد ما هر لحظه و هر ساعت به قصه گفتن نیاز داریم.» این نیاز از کجا سرچشمه میگیرد؟ بسیاری بر این باورند که پاسخ، فرار انسان از واقعیت است. تخیلی که در قصه وجود دارد شما را از جهان واقعیتها دور میکند. همین یک نکته شاید کافی باشد تا بخواهیم قصه بگوییم و قصه بشنویم. روانشناسان و نظریهپردازان ادبی مزیتهای بسیاری را در وابستگی به داستان یافتهاند. یک فرضیه رایج این است که داستانگویی گونهای بازی شناختی است که ذهن را ورزیده میکند و به ما اجازه میدهد جهان پیرامون را شبیهسازی کنیم و راهبردهای مختلف را در موقعیتهای گوناگون اجتماعی متصور شویم. شنیدن داستان انسانهای دیگر به ما آگاهی میدهد و تمرینی است برای همذاتپنداری و توان افزایی ذهنی. هر چند امروزه دیگر ما همچون گذشتگان برای قصه شنیدن دور آتش جمع نمیشویم، اما تحقیقات نشان میدهد هر فرد بزرگسال دست کم ۶ درصد وقت بیداریاش را به طریقی با داستان میگذراند.
راهی برای خوب زندگی کردن
بیست و یکمین دوره جشنواره قصه گویی کانون پرورش فکری کودکان قرار است آذرماه امسال به کار خود پایان بدهد. جشنوارهای که لزوم برگزاریاش بیش از هر زمان دیگری احساس میشود. در دورهای که هر ثانیه اخبار و واقعیات (معمولا تلخ) بر سر شهروندانش آوار میشود، قرار است دراین جشنواره با قصه برای زندگی بهتر تمرین کنیم. این هدفی است که از حرفهای محمدرضا زمردیان، رئیس جشنواره بینالمللی قصهگویی و معاون فرهنگی کانون پرورشی میتوان متوجه شد. او میگوید: قصه آدمها را به هم نزدیک و تنشها را کم میکند. ما قصه میگوییم که یاد بگیریم و قصه گفتن را فراموش نکنیم. قصه به ما میآموزد اندیشیدن و گوش کردن را، چرا که کل جهان به اینکه آدمها خوب گوش کنند نیاز دارد. سروش صحت که دبیر هنری این جشنواره است هم اعتقاد دارد همه آدمها به قصه احتیاج دارند. او میگوید: ما هر لحظه و هر ساعت به قصه گفتن نیاز داریم حتی وقتی به خواستگاری میرویم یا وقتی از پایاننامههای خود دفاع میکنیم. بنابراین قصه گفتن نیاز است. به باور او وقتی شعار جشنواره تمرین برای خوب زندگی کردن است پس درمییابیم قصهگویی هم به تمرین احتیاج دارد. چرا مادربزرگ و پدربزرگهای ما خوب قصه میگفتند؟ دلیلش آن است که خوب تمرین کرده بودند. ما قصه میگوییم که یاد بگیریم و قصه گفتن را فراموش نکنیم.
زبان مشترک جهان
بخشی از اهمیت داستان به خاطر این است که به عنوان ابزاری برای تبادل فرهنگی با دیگر ملتها به کار رفته است. همین نکته است که شاید باعث به وجود آمدن بخش تازهای در جشنواره امسال شده است؛ چرا که یکی از تفاوتهای جشنواره امسال با 20 دوره گذشتهاش الصاق
واژه «بینالمللی» به این دوره از جشنواره است. البته که در 20 دوره گذشته هم این بخش تا حدودی فعال بوده است، اما انگار در این دوره از جشنواره با همراهی رایزنان فرهنگی ایران در کشورهای مختلف فراخوان منتشر شده برای این بخش هم قابل دسترسی است.
قصه زندگی من
حالا قصه زندگی مردم ایران و جهان، غمها و شادیهایشان موضوع محوری بیستویکمین جشنواره بینالمللی قصهگویی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان است که قرار است در شب یلدای امسال به اتمام برسد. آنطور که از فراخوان این جشنواره مشخص است شرکتکنندگان میتوانند تجربههای قصهگویی خود را در سه بخش تخصصی (قصهگویی)، عمومی (فیلم 90 ثانیهای) و علمی (مقالهنویسی) محک بزنند.
در این میان بخش تخصصی قصهگویی، از دو بخش اصلی ملی شامل «دختران و پسران (۱۴ تا ۱۸ سال)»، «زنان و مردان (۱۸ سال به بالا)» و «مادربزرگها و پدربزرگها» و بخش بینالملل شامل «برگزیدگان ۲۰ دوره جشنواره قصهگویی در مراحل بینالمللی، ملی و منطقهای»، «قصهگویان و مجریان حرفهای دارای سابقه اجرا در رسانه ملی و تئاتر کشور» و «داوطلبان سایر کشورها» تشکیل شده است.
میثم اسماعیلی
فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: