در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
برادر نقی: میگه بابات هر روز میاد مغازه ما، یه دوری میزنه، یه موزی میخوره، میره.
نقی: خب میخواستی بگی بابای من هوش و حواس درستی نداره.
برادر نقی: گفتم؛ میگه اگه هوش و حواس درست حسابی نداره، چطور پیاز نمیخوره؟ موز میخوره!
ارسطو: آقا امروز چند شنبهست؟ دوشنبهست. کامیون کجاست؟ دوشنبهست. تا برسه لب مرز شنبهست. خیلی دیر برسه نهایتا دوشنبهست.
نقی: چرا گیجش میکنی؟ الان سهشنبهست، تا بره مرز بخارا و بیاد میشه سه شب، این سه سه شب و اون سه سه شب، سهشنبهست.
انباردار: چه خبره هی دوشنبه سهشنبه پدر منو درآوردید.
نقی (در غسالخانه): یعنی چی؟ تو میت رو هم همین جوری میشوری؟ عزیز من! تو داری به قصد کشت من ر میشوری! (سریال پایتخت 4)
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: