کار خــــدا ظاهــــــر میشـــــود جلــــوی قافلـــــه حکومتمردان. جماعت پلتیک چی که رتق و فتق امور مملکت به دست آنهاست. همه کت و شلواری و مرتب و منظم. اینجا پرت میشوم به همه حکایات؛ به اخلاق ناصری به نصایحالملوک به گلستان به بوستان به همه حکایاتی که به یادگار مانده. به: نادر از سرزمینی میگذشت پیرمردی بر راهش حاضر شد... به: بزرگمهر پیرمردی را در مسیر دید... به: پادشاهی از دهی میگذشت پیرمردی دید... پرت میشوم... چه خوشبختم که تجسم همه این: روزگاری فلان... را من هم دیدهام... پیرمرد طبسی بیملاحظه دست بر شانه آقای وزیر میکوبد و میگوید: یک دانه گوجهفرنگی شده 700 تومن! گوش میکنی یا نه؟ وزیر میگوید: خب! بعد دوباره میزند روی شانه آقای وزیر و میگوید:
روزگاری است که هر روز بتر میبینم
این جهان را همه در خوف و خطر میبینم
دختران را همه جنگ است و جدل با مادر
پسران را همه بدخواه پدر میبینم
بعد هر مصراع آقای وزیر فقط میگوید: خب و هیات همراه هم خنده ماسیده به لب دارند. بعد چنار کهنسال و فرتوت قصه ما میگوید: دیگه خودتان میدانید و مملکتتان، ما رفتیم خداحافظ...
بسان پیشگویی ریاضتکش، شبیه اساتید معبد شائولین، حرفش را میزند و میرود. تا اینجا حالا شما شاهد تکرار تاریخ بودید همان: پادشاهی که به دهی رسیدکه اول یادداشت گفتم. از وقتی این ویدئو را دیدم، همهاش میگویم کاش آقای وزیر و مسؤولان همراهشان از پند دلسوزانه پیرمرد مثل همه حاکمان حکایات مثل همه قصههایی که خواندیم و خواندید پند پیرمرد در دلشان تحولی ایجاد کرده باشد و تاریخ تمام و کمال تکرار شود. وگرنه به قول پیرمرد: خودمان میدانیم و مملکتمان.
حامد عسکری
شاعر و نویسنده
هوش مصنوعی یکی از قدیمیترین عادتهای ما در اینترنت را تغییر داده است
در گفتوگو با جامجم آنلاین عنوان شد
در گفتوگو با جامجم آنلاین تشریح شد
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین مطرح شد