
پروژهای که خیلی دورتر کلید خورد و هر بار که بحثش مطرح میشود، سرمربی تیم ملی را عصبی میکند. البته برآشفتگی عجیب کارلوس کیروش در برابر تصمیمهای ریز و درشت برانکو و اصولا شنیدن نام او، از زمانی آغاز شد که سرمربی پرتغالی تیم ملی احساس کرد محبوبیتش زیر سایه محبوبیت سرمربی کروات پرسپولیس کمرنگ شده است.
فوتبال ما با کیروش روزهای افتخارآمیز بسیاری را تجربه کرد و کیروش بهواسطه همین موفقیتها محبوبیتی عجیب پیدا کرد و دشمنانی را هم رودرروی خود دید که البته در مقابله با او مغلوب بودند. بیشتر آنها وجاهت لازم برای جنگ با کیروش را نداشتند؛ اما یک اتفاق موجب شد همه آنها به صورت تصادفی، یک متحد قدرتمند پیدا کنند و پشت او پنهان شوند: برانکو. البته شخص برانکو به خودی خود آنقدر قدرت نداشت که مچ کیروش را بخواباند. در حقیقت این طرفداران پرسپولیس بودند که به او قدرت لازم را برای مبارزه میدادند. موفقیت برانکو و عملکرد درخشانش در پرسپولیس، محبوبیتی کمنظیر به او داده بود و همین محبوبیت اجازه هر مانوری را میداد.
استارت از ایفمارک
آتش اختلاف بین این دو مربی موفق خارجی، 30 ماه قبل از ساختمان ایفمارک جرقه خورد. ساختمانی که با پیشنهاد و نظارت کیروش ساخته شد؛ اما به ایفمارک تعلق پیدا کرد. حضور پرسپولیس در این ساختمان برای تستهای پزشکی ابتدای فصل و صحبتهای برانکو کافی بود تا کیروش مانند گلولهای آتشین به سمت برانکو و این ساختمان حمله کند. این ساختمان در اختیار دکتر هراتیان، همسر هومن افاضلی نزدیکترین دوست برانکو بود و کیروش همه این زنجیرهای مرتبط را دنبال میکرد. آشوب رسانهای آن روزها در ابتدای ریاست مهدی تاج در فدراسیون فوتبال به ورود او برای خواباندن غائله و تحویل ساختمان به سرمربی تیم ملی منجر شد تا نام ساختمان از ایفمارک (مرکز پزشکی و سلامتسنجی فدراسیون فوتبال) به PEC (performance elite center به معنای مرکز سنجش آمادگی جسمانی بازیکنان ملی فوتبال) تغییر کند.
کیروش نه تنها جنگ اول با برانکو را برد که ساختمان ایفمارک را هم به عنوان غنیمت جنگی از آن خود کرد. ساختمانی که بیش از دو سال بعد از آن به عنوان میراث خود برای فوتبال ایران نام برد.
جنگ جهانی
جام جهانی تازه تمام شده بود و شیرینی بازیهای تیم ملی، حال مردم را خوب کرده بود که کیروش با حملهای مستقیم به برانکو همه چیز را خراب کرد و جنگی بزرگ به راه انداخت.
برانکو هم حسابی از خجالت او درآمد و این جنگ تا آنجا پیش رفت که برانکو حتی منکر شناختن کیروش شد و گفت تنها یک کیروش را میشناسد که آن هم مهاجم سپاهان است! این غائله به صورت مشخص ثابت میکرد که مشکل برانکو و کیروش کاملا شخصی است و یکی از این دو نفر، جای آن یکی را تنگ کرده است.
همانطور که پیشبینی میشد، دو پادشاه در یک اقلیم نگنجیدند و مبارزه برای خروج یکی از آنها شدت گرفت. مبارزهای که البته زمان زیادی از آغاز آن میگذشت و از مصاحبههای نرم و حملات تلویحی به مبارزهای خونین و رودررو تبدیل شده بود.
دعوای جدید؟
دیروز یکی از اعضای هیات مدیره باشگاه پرسپولیس با یکی از خبرگزاریها صحبت کرد و در بخشی از آن گفت نگران جدایی برانکو از پرسپولیس برای حضور در تیم ملی هستیم. بخشی که البته خیلی زود از این مصاحبه پاک شد. گرچه این بخش هم از متن و هم از تیتر مصاحبه پاک شد، اما بعید است از چشمان ریزبین فیلیپ مدیر رسانهای تیم ملی دور مانده باشد و باید منتظر واکنش کیروش در بدو ورود به تهران بمانیم.
این دعوا کی تمام میشود؟
به نظر میرسد جام ملتها نقطه پایان همکاری کارلوس کیروش با فوتبال ایران خواهد بود.
او روزهای درخشانی را برای فوتبال ما ساخت و تیم ملی را صاحب شخصیت تیمی، کلاس بینالمللی و استراتژیهای مشخص برای مسابقات مختلف کرد؛ اما بیتردید این مربی پرتغالی، محبوبیت روزهای ورود را ندارد و از جمع حامیان فراوانش، فقط عدهای انگشتشمار باقی ماندهاند. با ادامه غلظت روابط بین این دو مربی مطرح و تاثیرگذار خارجی، به نظر میرسد شمارش معکوس برای یک جانشینی بزرگ و پرسروصدا در فوتبال ما آغاز شده باشد.
رضا پورعالی
ورزش
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
بهتاش فریبا در گفتوگو با «جامجم آنلاین»:
رئیس جمعیت هلالاحمر در گفتوگو با «جامجم» تشریح کرد