در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این کارتونیست اهل بنگلادش با همین تصویرگریها، چالشی به راه انداخته به نام جهان خوشبخت یا The Global Happiness challenge که هشتگش در فضای مجازی آرام آرام فراگیر میشود. شاید این چالش به اندازه کافی سر و صدا نکرده باشد اما بعید نیست که خیلی زود مورد توجه رسانههای جهان قرار بگیرد و صدایش به گوش خیلیها برسد. فعلا تصاویری که میشو ترسیم کرده در فضای مجازی دست به دست میشود و حسرت و افسوس میپراکند. چالش به راه افتاده توسط این هنرمند بنگلادشی، شیوهای کم و بیش متفاوت با آنچیزی است که امروز در جهان شاهدیم اما تازه نیست و دستکم ما ایرانیها، کسانی داشتهایم که به تلطیف دنیا معتقد بودند و در هر عصر و زمانهای تماشای زیبایی، نسخه دردهایشان بود و راهی برای تاب آوردن فجایع جهان.
این طرحها را چه کسی کشیده است؟
چالش جهان زیبا
مرشد میشو، اهل بنگلادش است و در داکا زندگی میکند. او در مجله آنمد UNmad مشغول به کار است که مستمرترین مجله تخصصی کارتون و کاریکاتور در بنگلادش محسوب میشود. چالش جهان خوشبخت در این مجله به راه افتاده و از آنجا که میشو دستیار سردبیر مجله آنمد است و تا امروز طرحها و تصویرگریهای او، این چالش را پیش برده است، میتوان حدس زد که در شکلگیری ایده چالش جهان خوشبخت سهم زیادی داشته است.
میشو در دانشگاه هنرهای بنگلادش در رشته مهندسی کامپیوتر تحصیل کرده اما کارش طراحی کارتون است و با بسیاری از روزنامهها و نشریات کشور بنگلادش از جمله داکا تریبون همکاری دارد.
عکسها و تصاویری که در اینستاگرام و فیسبوکش منتشر کرده، جوانی شاد و پرشور را معرفی میکند که لحظههای زندگی را ستایش میکند و البته یکجا بند نمیشود. شاید مجله آنمد از معدود جاهایی باشد که مرشد میشو از همکاری با آن خشنود است و هنوز به فکر رفتن نیفتاده!
چرا نگاه میشو به جهان، آشنا و دلپذیر است؟
تئوری سهراب و مرشد
مرشد میشوی جوان از دریچهای به دردها و فجایع جهان، نگاه میکند که کمی قبلتر از او و شاید بسیار قدرتمندتر از او سهراب سپهری به جهان نگریسته بود. زمانی که سهراب به بنارس سفر کرده بود و در کنار انبوه اجساد مردگان، یک بنای قدیمی او را به وجد آورده بود یا وقتی که پدرش مرد و در نگاه سهراب پاسبانها همه شاعر شدند. شاعرانی چون شاملو و براهنی نگاه سهراب را به نقد کشیدند و به ناله و گلایه از دردهای بشری دعوتش کردند. حیرت میکردند از اینکه او چطور میتواند از درویشی که نان خشکیده فرو برده در آب، شعر بگوید در حالی که از ویتنام بوی استخوان سوخته انسان به مشام میرسد!پاسخ منتقدان سهراب سپهری را به جز همه در سرودههایش، میتوان بیپرده در یادداشتی خواند که در کتاب هنوز در سفرم منتشر شده است.
سهراب سپهری نوشته است: دنیا پر از بدی است و من شقایق تماشا میکنم. روی زمین میلیونها گرسنه هست. کاش نبود. ولی وجود گرسنگی، شقایق را شدیدتر میکند. و تماشای من ابعاد تازهای به خود میگیرد. یادم هست در بنارس میان مردهها و بیمارها و گداها از تماشای یک بنای قدیمی دچار ستایش ارگانیک شده بودم. پایم در فاجعه بود و سرم در استتیک. وقتی که پدرم مُرد، نوشتم: پاسبانها همه شاعر بودند. حضور فاجعه، آنی دنیا را تلطیف کرده بود. فاجعه آن طرف سکه بود وگرنه من میدانستم و میدانم پاسبانها شاعر نیستند.
انگار مرشد میشوی بنگلادشی هم تئوری سهراب را برای نگاه به جهان و دردهایش انتخاب کرده و همین افق را پیشروی حضور هنرمندانهاش در جهان امروز قرار داده است.
طرفداران میشو درباره تصویرگریهای او چه نوشتهاند؟
روایت متفاوت جهان بدون خشونت
تعداد دفعاتی که هشتگ چالش جهان خوشبخت در فضای مجازی استفاده شده خیلی زیاد نیست اما هر لحظه تعداد بیشتری تصویرگریهای مرشد میشو را تماشا میکنند.
او در اینستاگرامش کمی بیشتر از 4000 نفر دنبالکننده دارد و دو نکته درباره کاربرانی که درباره کارهای او اظهار نظر کردهاند جالب است:
اول: اینکه برخی هموطنان میشو زبان بنگالی را با حروف لاتین نوشتهاند مثل فینگلیش نوشتنهای ما. بنابراین ترجمه کامنتها به کمک مترجمهای آنلاین سخت شده بود. کاش همکارمان خانم مرتضایی در کنار زبان استانبولی، بنگلادشی هم یاد بگیرد.
دوم: اینکه حضور ایرانیها در اینستاگرام این کارتونیست بنگلادشی قابل توجه است.
آذر مهاجر
ادبیات و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: