یادداشت:

بذر کینه نپاشیم

برای امثال من که زندگی شخصی‌شان را مدت‌هاست از زندگی حرفه‌ای جدا کرده‌اند نوسانات اقتصادی جامعه مانند طبقات عادی اجتماع حس می‌شود، ولی این نوسانات آنها که متمرکز بر هنر شده‌اند را بسیار بیشتر از طبقات عادی رنج می‌دهد چون وقتی زندگی هنرمندان متکی باشد با درآمد هنری در بحران‌های اقتصادی که رکودی همه‌جانبه بر فعالیت‌های هنری مستولی می‌شود، این زندگی‌ها بشدت آسیب می‌بیند.
کد خبر: ۱۱۷۴۸۲۴

بدبختانه کمبود صنوفی که به معنای واقعی کلمه کار صنفی انجام دهند در میان هنرمندان بدجوری محسوس است. نمونهاش خانه سینما که بنا شد برای کار صنفی، اما کمترین کارکرد محسوسی درباره اوضاع زندگی سینماگران نداشته است. سینماگر و به بیان بهتر هنرمندی که دغدغه اقتصادی نداشته باشد راحتتر میتواند لانگشاتی از اوضاع را پیشروی مخاطب قرار دهد، ولی در دل هنرمندی که حتی از طرف صنفش هم تحویل گرفته نمیشود معلوم است کینهای شکل میگیرد که تا رسوخ نگاه غرضورزانه در محصول هنری پیش خواهد رفت.

صنوف هنری و از جمله خانه سینما باید در بحرانهای اقتصادی بیشتر از گذشته کنار بدنه صنف باشند و امنیتی روانی برای آنها ایجاد کنند تا بعدتر بدنه هم در خدمت صنف قرار گیرد. بدنهای که از رأس صنف حمایت نبیند معلوم است در بزنگاهها قید حمایت از رؤوس را میزند و ترجیح میدهد فعالیت انفرادی خودش را پیگیری کند. این یکی از معضلات صنوف هنری ماست که متأسفانه میان رأس صنف و بدنه فاصله افتاده است.

فارغ از اثراتی که التهابات اقتصادی بر بدنه هنرمندان به جای میگذارد در دل همین اوضاع نزار اقتصادی است که دو نوع سینما تقویت میشود؛ یکی تولید کمدیهای ارزان و گاهی سطحی که فقط تولید شدهاند برای وقت گذرانی و دیگر تولید آثاری که انگشت بر درد مردم میگذارند و بدبختیهای آنان را به تصویر میکشند! این دو سینما بشدت متضادند ولی نگاهی به دوروبر و مثلا اقبالی که به دو فیلم «هزارپا» و «مغزها...» شده حکایت دارد از تقویت این دوقطبی سینمایی در دل بحرانهای اقتصادی سالیان اخیر.

این تجربهای است که زمانی در کشورهای دیگر هم از سر گذرانده شد.

مثلا فقر اقتصادی کف جامعه در هندوستان مردمان را سوق داده به استقبال از آثار مفرح و پر از رقص و آواز یا گرفتاریهای اقتصادی دهههای 30 و 40 ایالات متحده، هالیوود را سوق داد به سمت جدی گرفتن تفنن در سینما، بنابراین تأثیرگیری سینما و حتی هنر ایران از این التهابات چندان عجیب نیست، اما خطرناک آن است که گستردگی این التهابات کار را به جایی برساند که دیگر هیچ نوع دیگری وجود نداشته باشد و فقط دوقطبی محصولات مفرح ارزان ـ محصولات تلخ رئالیستی عرضه شود و این خود باز بذر کینه را خواهد پاشید در دل هنرمندانی که میخواهند کار متفاوت کنند.

حمیدرضا صلاحمند

کارگردان

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها