در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بیکاری و خانهنشینی آفت هنر است و عجبا که این آفت بدجوری در میان هنرمندان روراست و صادق ما رخنه کرده است. هنرمندنمایانی که متوسل میشوند به دریوزگی از سوی مدیران قدر میبینند و آنها که در برابر مدیران فرهنگی کرنش نمیکنند مجبورند به بیکاری. اصلیترین هدف شکلگیری صنفهای مختلف در هنرمندان حل مشکلات ابتدایی معیشتی بود، اما چند درصد هنرمندان ما به لحاظ معیشتی محتاج نیستند؟ آیا این همه خدم و حشم دولتی آماری گرفتهاند از متوسط درآمد کف جامعه هنری؟ باور کنید بیش از نیمی از هنرمندان حتی به اندازه یک کارمند معمولی هم حقوق ماهانه ندارند اما آقایان مدام شعار میدهند صنوف هنری، اولی هستند و چه و چه...
از آقایان یک سوال دارم؛ در پنج سال اخیر آیا یک سبد کالا یا بن خرید ارزاق میان بدنه هنرمندان توزیع شده؟؟ هنرمندان چه تفاوتی دارند با کارمندان فلان وزارتخانه؟ آیا حتی یک فروشگاه تعاونی مصرف برای هنرمندان وجود دارد که بتوانند با اندکی تخفیف نیازهای خود و زن و فرزندانشان را تأمین کنند؟ چه شده که در آستانه سال 1400 حتی از راهاندازی یک مرکز درمانی برای هنرمندان عاجزیم؟ دلیلش فقط یک چیز است؛ اینکه ارزش پول لعنتی برای مدیران ما بسیار مهمتر از هنرمندان است، وگرنه با بودجههای میلیاردی که به دستگاههای فرهنگی تخصیص مییابد، میشد سبک زندگی هنرمندان را الگویی کرد برای دیگر صنوف. پس همصدا میشویم با بخش عمده جامعه و میگوییم امان از پول لعنتی که ایکاش اصلا اختراع نمیشد تا در سایه معاملات کالا با کالا، لااقل هیچ کس گرسنه سر بر بالین نگذارد.
مجید جوانمرد
نویسنده و کارگردان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: