در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
انسان از اعماق وجود دلش میخواهد چیزی، موقعیتی را داشته باشد. اما این تاثیرات را ندارد. نه حتی روح را نمیخورد، بلکه دستش را میگیرد و بلندش میکند. چیزی که تفاوت ایجاد میکند بین اینها، نوع طلب است. آنکس که حسد میورزد دوست دارد شخصی را از فیضی که نصیب او گشته باز دارد و خود به جای او خجسته شود. اما آنکه غبطه میخورد میل بازداشتن ندارد. دلش میخواهد در کنار انسان خجسته قرار بگیرد. مثل حال این روزهای ما. دلمان برای بودن در مسیر اربعین قنج میرود. قلبمان از یادآوری خاطرات و سعادتش مچاله میشود و دوست داریم که آنجا باشیم. در مسیر خاکی و بین سیل جمعیت، به سوی حسین روانشویم.
غبطه عقوبت که هیچ، ثواب هم دارد. چاره هم دارد. این روزها که اربعینیها برمیگردند، بزم ما جاماندهها شروع میشود. اهل بیت(ع) برای حال و اوضاع ما هزار سال پیش نسخه دادهاند. باید بلند شویم. آب و جارو کنیم. طاقنصرت درست کنیم، برای آنها که بوی حسین را میدهند. اگر از پسش برنمیآییم حتی شال و کلاه کنیم و به دیدنشان برویم. گوشی تلفن را برداریم و تقبلا... را از پشت فیبرهای نوری بگوییم. بوسیدن رویشان، چشمشان، شانه و پیرهنشان که عطر حسین میدهد، پاداش دارد. در آغوش بکشیمشان گویی همین حالا از مادر متولد شدهاند. مثل نوزادی که بوی بهشت میدهد، بیخ گوششان بپرسیم: «از اون بالا چه خبر؟»
زهرا کاردانی - نویسنده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: