در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نیمکتهای کلاس در سه ستون و شش ردیف چیده شدهاند و بر هر نیمکت، پنج، ششتایی دانشجو، اگر اول وقت بیایند، شانهبهشانه هم جا میگیرند. طراحان دانشکده پوششی از چوب بر اولین ردیف چسباندهاند: تکیهگاه برای آنهایی که روی زمین مینشینند.
بین نیمکتها، روی زمین، پشت میز معلم، لبه پنجرهها همهجا، هرجا که بشود نشست و ایستاد پر دانشجوست و فقط مسیری دومتری از در ورودی تا میز، خالی است. شیوه نمرهدهیاش که ویژه خودش است. «در سه جلسه امتحان میگیرم. هر جلسه از دو کتاب. 120 نمره میدهم و تقسیم بر شش میکنم.»
کلاسهایش هیچگاه قوانین دست و پاگیر و مدرسی معمول را ندارد، خبری از حضور و غیاب نیست، محدودیتی وجود ندارد، عاشقی و هواداری و سرمستی کافیست. بارها دانشجویانی از رشتههای دیگر سر کلاس او آمدهاند، بسیار اوقاتی بوده که تعداد دانشجویان و اشخاص متفرقه از هر کجا و در هر سن و سال از تعداد دانشجویان رسمی بیشتر بوده است. به کرات بوده است که افرادی به شوق کلاس ایشان شب از شهرستان حرکت کرده و صبح به دانشگاه رسیدهاند و بعد از کلاس، دوباره راهی دیارشان شدهاند.
کلاسهای دکتر شفیعی از لحظه ورود او به دانشگاه و کنار مجسمه فردوسی و گاهی قبل از آن در خیابان 16 آذر آغاز میشود، در راهپله یا آسانسور ادامه مییابد، به کلاس اصلی میرسد و ساعتها ادامه دارد ولی به آنجا نیز ختم نمیشود.
گاهی استاد زمانهای زیادی را در راهرو و پلکان صرف پاسخ دادن به دانشجویان کرده و این سؤالات تا لحظه خروج ایشان از دانشگاه ادامه دارد. روش تدریسشان منحصر به فرد است؛ مبتنی بر روخوانی از جزوه و کتاب نیست؛ شروع بحث، سؤالی است که دانشجویان میپرسند. شفیعی آمیزهای از دانش و بینش و منش و هنر و ذوق و اخلاق را به هم آمیخته است. او در تمام زمینههای نظم و نثر فارسی، عربی، انگلیسی، فقه، فلسفه، تاریخ و مکتبهای ایران و جهان، تبحری مثالزدنی دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: