در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
درست است که او در ۱۳ سالگی تصمیم گرفت برای همیشه به زندگیاش پایان دهد، اما امروز سرشار از زندگی است. نفس میکشد، آواز میخواند، موجسواری میکند و بتازگی پدر شده است.
به گزارش عصر ایران،آلفونسو میگوید: «درست است که خداوند به من پا نداده اما به جایش استعداد زیادی به من بخشیده است. استعدادی که میتوانم با آن اسکیتبرد سوار شوم و آواز بخوانم!»
او همیشه یک میکروفون کوچک همراه خودش دارد و در اتوبوسهای مختلف شهری سوار میشود و برای مسافران آواز میخواند. او درباره خودش میگوید: «من از شرایطی که دارم خجالت نمیکشم. مثلا خجالت نمیکشم شب را در اتوبوس بخوابم اما اگر یک روز به خانه بروم و همسرم بگوید که دختر کوچکمان لباس یا پوشک ندارد، قطعا شرمنده خواهم شد.»
اگر بخت با آلفونسو یار باشد، او میتواند روزانه ۱۰ دلار از راه آواز خواندن در اتوبوس کاسب شود. همسر او دربارهاش میگوید: «آلفونسو علیرغم نقص جسمی یک پدر بسیار کامل است.»
آلفونسو که امروز با انگیزه بسیاری برای زندگی خود و خانوادهاش تلاش میکند، در نوجوانی سختیهای زیادی کشیده است. دوستانش یکبار او را به سطل زباله انداختند و بارها او را در دستشویی زندانی کردهاند. او در ۱۳ سالگی تصمیم میگیرد که به زندگیاش پایان دهد اما یاد میگیرد که چطور میتواند با آواز و موسیقی خودش را نجات دهد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: