درخصوص مجموعه تلویزیونی ستایش، اولین عاملی که جلب نظر میکند،عنوان آن است. عنوانی موجز، خلاصه و مختصر که خیلی زود یاد مخاطبان میماند و همین عامل کوچک، اتفاق مهمی است که باعث به یاد ماندن اثر در ذهنهایشان میشود. همچنین ستایش توانسته شخصیتهایی را ترسیم کند که برای بخشی از مخاطبان عام جامعه حائز جذابیت باشد. در رأس این شخصیتها، حشمت فردوس
(با بازی داریوش ارجمند) قرار دارد که بازی و شخصیتش تا حد زیادی وام گرفته از شخصیت اسی با بازی همین بازیگر در فیلم سینمایی «آدمبرفی» است و به طور ویژه به لحاظ نوع گویش لات و جاهلانه با لهجه تهران قدیم و نوع گریم صورت و سبک گفتار، آن شخصیت را تداعی میکند.
همه این عوامل روی جذابتر شدن مجموعه برای مخاطبان عام اثر میگذارد و نیز خود سلطانی بلد است، سواد رسانهای دارد و میداند چطور نگاه مخاطبانش را با استفاده از این ویژگیهای گوناگون به خود جلب کند.
با وجود این ستایش به لحاظ شیوه روایتی که اتخاذ کرده است، نمره چندان خوبی نمیگیرد. این سواد رسانهای کارگردان گرچه نکته مهمی است، اما روایت مجموعه صرفا برای سطوح و لایههای عامتر جامعه مورد قبول است. شخصیتهای مجموعه شبیه مردم خود جامعه هستند و لذا مخاطب عام از مشاهده تصویر شخصیتی شبیه خودش در تلویزیون استقبال میکند. این قضیهای است که موجب موفقیت مجموعه شده است.
این روزها فصل سوم ستایش در حال ساخت است و احتمالا طی یک سال آینده روانه آنتن خواهد شد. هرچند نکتهای که در این میان اهمیت دارد، این است که این شیوه دنبالهسازی در ایران خیلی هم بر مبنای علاقه مخاطب نیست و شرایط دیگر هم در آن دخیلاند. باید منتظر ماند و حاصل فصل سوم را دید. مجموعه اگر همان ویژگیهای فصلهای قبلی را داشته باشد، میتواند مجدد در جذب مخاطب موفق باشد.
مازیار معاونی
منتقد سینما و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم