راپورت‌های مـیــرزا ادریـــس‌

بوی کباب نیست...

دو روز پیش باران مطبوعی بارید. عمارت هنوز از خنکایش لبریز بود. به خشایار گفتیم چیزی به خزان و خنکی هوا نمانده الیوم بساط چاشت را در ایوان عمارت بچین که صبحانه در هوای دلبر نوش جان کنیم. شمد بر دوش انداخته به ایوان شدیم. بد ندیدیم رادیو قوه‌ای هم به همراه داشته باشیم از اخبار ممالک محروسه مطلع باشیم. همان‌گونه که لقمه نیمرو خیارشور را در دهان می‌چپاندیم پیچ رادیو را وا کرده دیدیم: به‌به حضرات وکلای ملت نشسته‌اند به تصویب یکان از این معاهدات که گویا اف ای تی اف نام دارد و گویا یوروپ به رجال مقنن پیشنهاد داده است و آمریکای پدر سوخته هم گفته قانون نکنید ال‌می‌کنیم و بل می‌کنیم .
کد خبر: ۱۱۶۹۱۲۶

نمیخواهیم روز خود تلخ کنیم و شرح دهیم که این فقره اف ای تی اف چه هست و چه خاصیت دارد ولی مختصرا عرض میکنیم که گویا به بحث شفافیت و زلالیت بده بستانهای حکومتی و بانکی مربوط است و ظاهر بزک کرده دارد. لکن قصه آنجا جالب میشود که در مورد معاهدهای که گویا مدعای شفافیت است عدهای وکلا رای خود را مخفی نگاه داشته و نمیخواهند کسی بدانند که آیا به شفافیت موافق بودهاند یا مخالف و جالبتر آنکه تعدادی از رجال سیاست منجمله میزممجوادخان ظریف الممالک هم فرمودهاند: اجنبی جماعت به این معاهده هیچ تضمین نداده و هرچه پیش آید خوش آید. در همین حین خشایار برایمان همانطور که چای میریخت، گفت: الحمد... این هم تصویب شد دیگر ما هم جزو آنهایی هستیم که مو از ماست تروریستها کشیده و نمیگذاریم نطق بکشند. خون به مغزمان نرسیده همان رادیوی قوهای را برداشته برفرق سرش کوبیدیم به نحوی که سه باطری قلمیاش از جوفش بیرون پریده در حیاط عمارت پخش و پلا شد. خود را دیو هم تکهتکه گشته و متلاشی شد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها