70 سال قبل و در یک ظهر گرم تابستانی مدیر وقت دپارتمان طراحی شرکت روور پشت فرمان جیپ خودش نشسته بود که متعلق به جنگ جهانی دوم بود. استاد که با جیپ در مزعه شخصیاش طی طریق میکرد به یکباره و احتمالا برای گرفتن حال شرکت جیپ، جرقهای در ذهنش میزند و با خودش میگوید چرا ما برای خودمان یک MPV (خودروی چندمنظوره) نسازیم؟! و اینگونه شد که لندور تولید شد.
یک خودروی دودیفرانسیل سبک و کلاسیک قرن بیستمی که هر چند چندان چابک و تیز نبود، اما خوراکش، جادههای ناهموار و کوه و دشت و بیابان بود. میزان استقبال از این خودرو و انطباق آن با شرایط آب و هوایی و اقلیمی ایران باعث شد که خط تولید و مونتاژش هم در ایران راه بیفتد و شرکتی به نام «مرتب خودرو» آن را زیر عنوان خود تولید کند. علاوه بر استفاده مردمی و عمومی، پای جناب لندور به نهادها و ارگانهایی مانند ژاندارمری، جنگلبانی، آموزش و پرورش، شهربانی و حتی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان هم باز شد. فصل مشترک همه این نهادها استفاده از این خودرو در مناطقی بود که رفت و آمد و عبور و مرور سخت بود و اصطلاحا صعبالعبور محسوب میشد. لندور تا همین ده، 15 سال قبل هم در ایران به نام «پاژن» تولید میشد، اما در نهایت بهدلیل طراحی کلاسیک و استانداردهای متعلق به زمان خودش برای همیشه از خط تولید کنار رفت.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم