jamejamnashriyat
نشریات روزنامه جام جم کد خبر: ۱۱۶۷۶۰۲ ۱۰ مهر ۱۳۹۷  |  ۰۰:۰۱

جام‌جم از خیرانی گزارش می دهد که اولویتشان رسیدگی به سالمندان است

خیریه مــادربــزرگ‌ها

نگاه منتظر، نگاهی که سفیدی‌اش بیشتر به چشم می‌آید و از این حکایت می‌کند که در حسرت دیدار فرزندانشان مدت‌هاست چشم‌شان به در دوخته شده. چین و چروک دست ‌و صورت،‌ دستان لرزان و موهایی که سفید سفید شده‌اند از دیگر ویژگی مشترک بیشتر سالمندان است؛ پدر و مادرهایی که سال‌ها برای رفع نیازهای فرزندانشان به آب و آتش زده‌اند، اما این روزها در حسرت دیدار آنها روز را به شب گره می‌زنند. دیروز در تقویم روز جهانی سالمند بود؛ بهانه‌ای برای پرداختن به مشکلات این افراد و آنهایی که تلاش می‌کنند به سهم خود گرهی از کار سالمندان باز کنند. یکی از گروه‌های جهادی، در قالب یک خیریه همیشه حواسش به سالمندان کم‌توان است، همه هم و غم اعضای خیریه‌ ام‌ابیها این است که خنده بر لب سالمندان بنشانند.

منیژه عرضهگر، رئیس خیریه امابیهاست؛ خیریهای که در آن توجه به سالمندان و نیازهایشان، جزو اولویتهای ابتدایی است. عرضهگیر، 17سال پیش و از سال 80 کارهای خیرخواهانه را با یک خانواده بدسرپرست شروع کرد. او در گفتوگو با جامجم میگوید: از همان ابتدا کارم را با یک خانواده بدسرپرست شروع کردم؛ خانوادهای که بسیار پرجمعیت بودند و در بینشان هم یک سالمند بود. عرضهگر با کمکهای کم به خانواده شروع کرد و بعد کمکم تعداد خانوادهها زیاد شدند: امروز 250 خانواده تحت پوشش خیریه هستند. زنان سرپرست خانوار یا بدسرپرست و کسانی که همسرانشان بیمار هستند.

دور همی در خیریه

فعالیتهای عرضهگر در ابتدا با شناسایی خانوادهها و تأمین نیازهای اولیه شروع شد. بعدها تأمین جهیزیه زوجهای جوان از دیگر فعالیتهای او شد. بعد از احداث خیریهاش در جایی که زندگی میکند، محله راهآهن، شکل و شمایل فعالیتهای او تغییر کرد. او توضیح میدهد: از سال 89 خیریه افتتاح شد. قبل از آن هم برای زوجهای جوان جهیزیه تهیه میکردم و هم با سالمندان و خانوادهها کار میکردم ولی فعالیتهایم بعد از افتتاح خیریه بیشتر شد. کار منطقهای که او شروع کرده بود، گستردهتر و به مناطق دیگر تهران، کرج، حاشیه تهران، قم و همکاری با جهاد سازندگی ختم شد. او درباره دلیل اصلی احداث خیریه میگوید: خانمهای محله من جایی را نداشتند و بیشتر در کوچه و خیابان بودند. این بهنظرم درست نبود. با افتتاح خیریه، آنها جایی داشتند که در آنجا جمع شوند و به فعالیت بپردازند. رئیس خیریه امابیها برای خانمهای برنامهریزی هم میکند: هر دوشنبه و سهشنبه خانمها محل در خیریه جمع میشوند و سفره 12 امام و 14 معصوم پهن میکنند. با همین دورهمیهاست که او خانوادهها را شناسایی میکند و میفهمد که چه کسی نیازمند است و میتواند تحت پوشش خیریه قرار گیرد. هر چند که تحقیق میدانی هم برای او مهم است. عرضهگر درباره سالمندانی که نیازمند هستند، توضیح میدهد: گروهی از سالمندان را انتخاب کردهایم که هم از نظر جسمی و هم از نظر ارتباطی و مالی واقعا کمتوان باشند.

با سالمندان کنار میآیم

توزیع ارزاق تنها کاری نیست که او انجام میدهد. یکی از اتفاقات خوبی که عرضهگر به آن توجه دارد، بهبود روحیه سالمندان است. او گاهی گروه سالمندانش را به تفریح و گردش میبرد. گردشهای زیارتی و تفریحی به امامزادههای تهران و مناطق گردشگری در شهر از گزینههایی هستند که او انتخاب میکند. هر چند که نمیتواند تمام 250 خانواده را با خود همراه کند. در هر گردش و در دورههای مختلف، گروهی از سالمندان را با خود راهی میکند: بسیاری از سالمندانی که من میشناسم، به عنوان مثال در ماه رمضان افطاری به جایی دعوت نشدهاند، حتی به خانه فرزندانشان هم نرفتهاند. همین بهانه میشود تا ما با هم گروهی برای برپایی سفره افطار به یکی از امامزادهها مثلا امامزاده عینالعلی و زینعلی پونک برویم و همان جا هم افطار کنیم. همینها خاطره جالبی را برای سالمندان ایجاد میکند. عرضهگر مثال میزند: خیلی از سالمندانی که من با آنها سروکار دارم، حتی به امامزاده حسن یا حضرت معصومی که شاید ده دقیقه با محل زندگی ما فاصله دارند هم نرفتهاند. ما همین گروهی را که توان ندارند یا اصلا فرصت حضور در مکانهایی که تا به حال تجربه حضور نداشتهاند، با خود به تفریح میبریم. مدیریت سالمندانی که شاید حتی توانایی راه رفتن را هم نداشته باشند، سخت است. عرضهگر اما حواسش به همهشان است: ما سالمندی داریم که با عصا راه میرود و ناتوان است؛ ولی برایشان وقت میگذاریم و برنامهریزی میکنیم. خدا هم کمک میکند. او با اشاره به نیازهای سالمندان درباره تفاوت کار با سالمندان میگوید: کار با سالمندان خیلی سخت است. هر کدام از آنها روحیه و احساسات خودشان را دارند. مثلا چند روز پیش که من سالمندان را به گردش برده بودم، یک نفر به یکی از سالمندان گروه ما تنه زد و این عضو گروه آنقدر ناراحت شد که حتی گریه کرد. ما خیلی با او حرف زدیم تا آرام شد. او تأکید میکند: هرکدام از سالمندان یک اخلاقی دارند؛ یک نفر کمحوصله است، ولی سعی میکنم که هوایشان را داشته باشم.

همسایهها عروس و داماد شدند

گردش و تفریح و تأمین نیازهای اولیه سالمندان تنها کاری نیست که در خیریه خانم خیر انجام میشود. او به فکر سروسامان دادن پیرمردها و پیرزنها هم است و برایشان دستی هم بالا میزند. یکی از کارهایی که عرضهگر در خیریهاش انجام میدهد، عروس و داماد کردن سالمندان است. او تا به حال سه نفر از سالمندان را به خانه بخت فرستاده است و برای سه نفر دیگر هم در حال پیدا کردن زوج و تحقیقات اولیه است. مدیر خیریه امابیها، در این کار خیر خاطرات بامزهای هم دارد. او توضیح میدهد: یک روز من سوار تاکسی شده بودم، راننده آقایی مسن بود. در بین راه راننده صحبت کرد و به این رسید که فرزندانش به او رسیدگی نمیکنند و بچههایش حواسشان به خودشان است. عرضهگر درباره مشکلات مرد راننده بیشتر تحقیق کرد و متوجه شد او از تنهایی رنج میبرد و بعد از فوت همسرش ازدواج نکرده است. به این ترتیب مدیر خیریه ام‌ابیها برای تحقیق و بررسی شرایط، مرد سالخورده را به خیریه‌اش دعوت کرد: آن آقا یک روز به خیریه ما آمد. ما آن روزها برای چند نفری از سالمندانمان به دنبال همسر مناسب می‌گشتیم. یکی از آنها را که فکر می‌کردم می‌تواند برای ازدواج با این آقا و شرایطش مناسب باشد، دعوت کردم تا به خیریه بیاید. جالب این جاست که همدیگر را می‌شناختند. از قبل این دو سالمند عزیزمان با هم همسایه بودند. همین آشنایی، باعث شد سریع شرایط‌شان با هم جور شود و ازدواج کنند. بعد از ازدواج زوج‌های مسن با هم، عرضه‌گر پیگیر احوالاتشان هم است: بعد از ازدواج پیگیر کارشان هم هستم و از حال و احوالشان می‌پرسم. خدا را شکر تمام زوج‌هایی که تا به حال به هم رسیدند، راضی و خوشحال بودند و اوضاعشان هم مساعد بوده است. همین به ما روحیه می‌دهد.

حالمان خوب است

عرضه‌گر سالمندان گروه را هرازچندگاهی به تفریح می‌برد. سالمندانی که به گردش می‌روند از حال و روزشان بعد از آشنایی‌شان با خیریه می‌گویند.

زهرا صفایی 60 سالی سن دارد و پنج سال از آشنایی‌اش با خیریه می‌گذرد. او می‌گوید: ما هفته‌ای دو روز در کنار هم جمع می‌شویم و این قرارها برای روحیه‌مان خیلی خوب است. آن‌طور که خانم صفایی می‌گوید دو سالی می‌شود که همسرش سکته کرده است: او مریض حال است و گوشه خانه افتاده. اگر این خیریه و گردش‌هایش نبود، روحیه من خیلی خراب می‌شد. زمانی که همسرم بیمار شد، افسرده شدم.

صفایی تعریف می‌کند که تفریح در بسیاری از مناطق گردشگری را با گروه تجربه کرده است. از هر قشری در گروه خیریه ام‌ابیها حضور دارند. بتول خروطی، مادر شهید است و سه چهار سالی از آشنایی‌اش با عرضه‌گر و خیریه‌اش می‌گذرد. خروطی 70 سال دارد: در این گروه با دوستان و همسالانم در ارتباطم و همین روحیه‌ام را عوض می‌کند.

مادر شهید تأکید می‌کند: ما به هم کمک می‌کنیم. هر کسی که مشکلی داشته باشد، همه‌مان به هم کمک می‌کنیم و این برایمان لذتبخش است. این روزها خانم خروطی مادربزرگ و صاحب نوه شده آن‌هم دوقلو؛ برای همین سرش شلوغ است و کمتر به خیریه سر می‌زند؛ ولی دلش هنوز با خیریه است: هر وقت فرصت کنم، با خیریه همراه می‌شوم.

کارهای خیر با چاشنی رفاقت

از قدیم گفتند: «چون کوی دوست هست، به صحرا چه حاجت؟» مثال عرضهگر و «مینا مرجانی» دوستش هم همین است. دوستی که در بیست سال رفاقتشان پا به پای هم امور خیریه را به سرانجام میرسانند. دوستی که حالا دیگر شبیه به ارتباطی خواهرانه شده است.

مرجانی در گفتوگو با جامجم میگوید: حدود 250 پرونده و خانواده زیر پوشش حمایتی ما هستند.تمام فعالیتهای خیریه از طریق کمکهای مردمی انجام میشود. اتفاقی که البته در بسیاری از مواقع برای دو دوست، با وجود شرایط اقتصادی امروز، خیلی هم سخت بوده است: «بارها قصد تعطیلی خیریه را داشتیم؛ اما هر وقت این نیت را میکردیم، یک اتفاقی میافتاد که اجازه این کار را نمیداد. تازه بعد از هر بار نیت تعطیلی خیریه، فعالیتهایمان هم گستردهتر میشود.» مرجانی تأثیر وجود خیریه در محل را مثبت میداند. او معتقد است که برکات وجود خیریه زیاد بوده است. او توضیح میدهد: «در محله ما خانمی زندگی میکند که زباله گرد است. هر روز در سطلهای زباله میگردد و به خاطر همین موضوع همیشه بوی زباله میدهد. این برای اهالی ناراحتکننده بود. ما یک روز ایشان را برای شرکت در مراسم مذهبی دعوت کردیم. ایشان هم شرکت کردند، ولی لباسشان را عوض کردند. شرکت در مراسم ما برای او این عادت را درست کرد که بعد از کارش، حتماً لباسهایش را عوض کند.. همینها به ما روحیه میدهد. او همیشه در مراسم شرکت میکند و ما هر روز میبینیم که چه قدر روحیهشان تغییر کرده است.»

لیلا شوقی

جامعه

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
شورای‌ عالی اقتصادی چه بود و چه شد؟

شورای‌ عالی اقتصادی چه بود و چه شد؟

جلسات شورای‌ عالی هماهنگی اقتصادی قوا در ابتدای کار، امیدواری زیادی برای حل مشکلات اقتصادی ایجاد کرد، زیرا این احساس وجود داشت که یک نهاد بالادستی برای کنترل شرایط اقتصادی ایران و تعیین چشم‌انداز آتی آن ایجاد شده است اما به‌سرعت موانع متعددی در مقابل عملکرد این شورا ایجاد شد.

تدبیر و توکل در تحریم

تدبیر و توکل در تحریم

«دوستانت را نزدیک خودت نگه دار و دشمنانت را نزدیک‌تر»، با این‌که این عبارت را منسوب به چرچیل می‌دانند، ولی خلفای عباسی بیش از هزار سال پیش آن را زندگی کردند.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

پیشخوان

بیشتر