jamejamnashriyat
نشریات چاردیواری کد خبر: ۱۱۶۷۰۴۰ ۰۹ مهر ۱۳۹۷  |  ۰۸:۰۰

روایت عکاسی که عشق ماندگار زوج‌های قدیمی را ثبت کرد

یک عمر «گذشت» ...

عاشقند؛ همه آنها. همه زن‌ها و مردهایی که در قاب این تصاویر رو به دوربین عکاس ایستاده‌اند،‌شانه به‌شانه و دست در دست هم، زل زده‌اند به لنز و عاشقانه‌های یک عمر زندگی‌شان ثبت شده است برای همیشه.

عاشقند و دلشان بند دل همان کسی است که سالهای سال همسفرشان بوده، همدمشان بوده، بند دل همسری که رفیق و همراه روزهای جوانی بوده و حالا همدم روزهای سالمندی است؛ همین روزگاری که سو از چشمهایشان برده و چین و چروک روی صورتشان نشانده، همین روزهایی که عصا به دستشان داده و موهایشان را سپید کرده؛ آنها اما در همین روزگار، هنوز هم عاشقند و دلداده.

عشق و محبت، میراث زندگی چندین و چندساله این زوجهاست، زندگی مشترکی که بیشتر از نیم قرن پیش شروع شده. همان وقتی که سن خیلی از عروسها به 20 هم نمیرسید و پسرها سربازی رفته نرفته، لباس دامادی میپوشیدند.همان روزهایی که حکایت زندگی مشترک، زیر سقف خیلی از خانههای این شهر، سادهتر از هر زمان دیگری شروع میشد.

آدمهای این زندگیهای مشترک هم کم روز سخت نداشتند، آسمان زندگی آنها هم کم توفانی نشده، مشکلات کوچک و بزرگ، اختلاف عقیدهها، تفاوتها، ناامیدیها، غصهها در همه این سالها، مثل سایه دنبال آنها هم آمدند، آنها را هم دوره کردند، اما حریفشان نشدند و حالا آنها هنوز با همند، هنوز میتوانند کنار هم بایستند، رو به دوربین لبخند بزنند و سرشان بالا باشد که کسی که کنارشان ایستاده، همان آرام جانشان است، همان که حالا شده همدم روزهای سخت سالمندی؛ همین روزگاری که زیر سقف خانه آنها کسی نمانده جز خودشان، دخترها شوهر کردهاند و پسرها عروس آوردهاند و آنها باز شدهاند دو نفر.

بچهها را فرستادهاند سر خانه و زندگیشان و خودشان ماندهاند و خودشان؛ دورهای که روانشناسان به آن میگویند سندرم آشیانه خالی! چراغ این آشیانه خالی را اما همین دو نفر روشن نگه داشتهاند. حالا آنها هستند و یک دنیا خاطره از روزهایی که پشتسر گذاشتهاند، روزهای خوش یک زندگی مشترک که بیش از نیم قرن دوام آورده و به امروز رسیده است.

امین خسروشاهی، هنرمندی است که جریان سیال این عشق چندین و چندساله قدیمی را برای همیشه در قاب تصاویر دوربیناش ماندگار کرده است. عکاسی 36 ساله که از سال 86 وارد دنیای خبر و عکاسی شده و حالا سالهاست عکسهای خبری و مستندش در خبرگزاری ایسنا منتشر میشود.

بین همه کارهای او اما پرترههایی که از زوجهای سالمند تهرانی گرفته، تصاویری هستند که هیچوقت کهنه نمیشوند.

مجموعه عکس سالهای عاشقی چطور شروع شد؟

خیلی اتفاقی برای پوشش یک مراسم در شهرداری تهران رفته بودم، فکر کنم تقدیر از بازنشستههای این سازمان بود. اما وقتی به سالن مراسم رسیدم و زوجهای سالمند حاضر در سالن را دیدم، حضور این زوجها آنقدر برای من جذاب شد که دیگر خود برنامه را پوشش ندادم و کلا به عکاسی پرتره از این زوجها مشغول شدم. سعی کردم یک بکگراند ساده برایشان پیدا کنم، بعد هم از هرکسی که تمایل داشت خواهش کردم که چند دقیقه جلوی دوربین بایستد.

در مجموع شد 20 عکس؟

20 عکس را منتشر کردیم اما تعداد عکسها خیلی بیشتر بود.

در این زوجهای سالمند چه خصوصیت مشترکی بود که برای عکاسی از آنها انگیزه پیدا کردید؟

همراهیشان برایم جالب بود، اینکه با وجود گذشت بیشتر از 50 سال از زندگی مشترکشان مشخص بود که هنوز به هم وابسته هستند.

انگار که بنیانهای زندگیشان محکمتر از بعضی از زوجهای امروزی باشد؟

میشود اینطور گفت، البته این قضاوت است و قضاوت هم کار سختی است، اما از آنجا که ما خبرنگارها و عکاسها در دل وقایع مختلف جامعه هستیم و خیلی چیزها را از نزدیک میبینیم و با مشکلات اجتماعی آشنا هستیم، به نظرم شاید آدمهایی از جنس این زوجهای سالمند، دیگر خیلی کم وجود داشته باشند، حالا اگر نگوییم اینها آخرین نسل زوجهای عاشق هستند اما شاید جزو آخرینها باشند.

بعد از انتشار تصاویر این زوجهای سالمند که برای خیلی از ماها تصویر پدربزرگها و مادربزرگهایمان را زنده کردند، چه بازخوردهایی گرفتید؟

یک داستان جالب این وسط اتفاق افتاد، خیلیها بعد از انتشار تصاویر به من گفتند که از قدیم شنیده بودند زن و شوهرها وقتی مدت زیادی کنار هم زیر یک سقف زندگی میکنند، مدت زیادی با هم دمخور و همصحبتند، از نظر ظاهری هم شبیه هم میشوند حتی اگر از اول شبیه هم نبوده باشند. من وقتی خودم دوباره با دقت بیشتری به این عکسها نگاه کردم دیدم چقدر این موضوع درباره این زن و شوهرها صدق میکند، چه در طرز پوشش چه در نگاه و چهره، گذر زمان و 50 سال زندگی مشترک خیلیهایشان را شبیه هم کرده بود.

هیچوقت به تکرار این مجموعه پرتره فکر کردید؟

اتفاقا خیلی تلاش کردم که دوباره این کار تکرار شود اما در یک فضای بهتر و با فرصت بیشتری عکاسی صورت بگیرد. چون قطعا هرکدام از این زوجها راوی یک زندگی هستند که بخشی از گذشته و سبک زندگی و فرهنگ ما را ساخته است. اما متاسفانه برای جمع کردن این زوجها به هماهنگیهای زیادی احتیاج بود که هیچوقت امکانش فراهم نشد.

از آدمهای توی این عکسها خبر دارید؟

نه اما امیدوارم که زنده باشند و سرحال. قطعا از دست دادن هرکدامشان از دست رفتن یک دنیا خاطره و عشق است.

زن و شوهرها شبیه هم می کند

زن و شوهرها وقتی مدت زیادی کنار هم زیر یک سقف زندگی میکنند، مدت زیادی با هم دمخور و همصحبتند، از نظر ظاهری هم شبیه هم میشوند حتی اگر از اول شبیه هم نبوده باشند. من وقتی خودم دوباره با دقت بیشتری به این عکسها نگاه کردم دیدم چقدر این موضوع درباره این زن و شوهرها صدق میکند، چه در طرز پوشش چه در نگاه و چهره، گذر زمان و 50 سال زندگی مشترک خیلیهایشان را شبیه هم کرده بود

مینا مولایی

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
رازهای خونین در شمال‌ شرق افغانستان

رازهای خونین در شمال‌ شرق افغانستان

هفته گذشته طالبان یورش برق‌آسایی به شهرستان «مایمی» در شمال‌ شرق افغانستان داشت.این منطقه روی خط مرزی این کشور با تاجیکستان و در استان بدخشان قرار دارد.

اسبی در غبار آمد

اسبی در غبار آمد

در نخستین ساعاتی که خبر شهادت شهید محسن فخری‌ زاده را شنیدم، نوشتن یک مثنوی را آغاز کردم: «سواری بر زمین افتاد و اسبی در غبار آمد/ غروب از جاده دردا باز اسبی بی‌سوار آمد». تا پاسی از شب بیدار بودم و شعر را بازنویسی می‌کردم.

چرایی پیک زمستانی کرونا

چرایی پیک زمستانی کرونا

وزیر بهداشت اعلام کرد پس از پیک پاییزه کرونا، یک پیک زمستانی نیز خواهیم داشت که به‌خصوص در استان‌های جنوبی کشور، باعث افزایش شیوع بیماری می‌شود.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

پیشخوان

بیشتر