در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گاهی یک اثر از قصه گرفته تا شیوه تعریف آن سراسر مردانه است و در آن زنها جایگاه پررنگی ندارند، اتفاقی که کم و بیش در خیلی از آثار این عرصه به چشم میخورد و در مقطعی حتی باعث شده بود تا خیلی از جوانبی که در آن سالها وجود داشت، مغفول واقع شود. اما به مرور این نگاه با محوریت قرار گرفتن زنها به عنوان نقش اصلی درام یا حضور موثرتر در کنار شخصیت محوری، تغییر کرد و علاوه بر درامهای جنگی عاشقانه مثل «شیدا» کمال تبریزی داستانهایی از رشادت زنها در آن روزها نیز نوشته و فیلمهایی مثل سرزمین خورشید، احمدرضا درویش با این مضمون تولید شدند. اما این حضور چه لزومی دارد و اصلأ تفاوت درامی که توسط یک زن نوشته میشود با دیگرکارها چیست؟ در وهله اول باید توجه داشت برای انعکاس کامل و همه جانبه یک اتفاق باید به تمام وجوه آن پرداخت و در اغلب موارد که داستان عامی روایت میشود، نباید مثل خیلی از فیلمنامههای موجود که با موضوعات مختلفی ساخته میشوند، از موضوع زنانه و جایگاهی که برای این گروه وجود دارد، غافل شد، جنگ که دیگر جای خود دارد. در سوی دیگر ماجرا به طور خلاصه، زمانی که یک زن دست به نگارش میزند، به طور حتم به واسطه احساسات متفاوتی که در او وجود دارد، هر داستان و جریانی را به گونه دیگر و شاید کاملتری از نظر عاطفی بیان میکند، به همین دلیل جایگاه زنان در درامها بخصوص در حوزه دفاع مقدس، از آن مقولههایی است که جای کار دارد، چرا که با نگاهی به همان کارنامه بلندبالای فیلمهای تولید شده، میبینیم اغلب داستانهای روایت شده به جز تعداد معدودی به فعالیت زنها بعد از جنگ، در کنار همسر و فرزند شهید، جانباز
یا مفقود یا در حاشیه آن روزها پرداخته شده است.
فاطمه شهدوست
روزنامهنگار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: