در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چند اقتباس از یک کتاب
این اتفاق خوش اما خیلی کم رخ داد. جز چند مورد شاهد فعالیت بیشتری در این عرصه نبودیم. یکی از این نمونهها که البته کاری موفق هم از آب درآمد، اجرای نمایشنامهای رادیویی بر اساس کتاب خاطرهای به نام «دختر شینا» بود. این کتاب دربردارنده خاطرات قدم خیر محمدی کنعان است که به همت بهناز ضرابیزاده گردآوری شده و از سوی انتشارات سوره مهر منتشر شد. این کتاب مورد توجه رهبری قرار گرفت و همین هم موجبات توجه به کتاب را فراهم کرد. بخشهایی از این کتاب به کارگردانی آشا محرابی در یک گروه رادیویی اجرا شد. همچنین اجرایی هم بر اساس این کتاب در تماشاخانه سرو روی صحنه رفت.
هر چند هم اعلام شده بود که قرار است، فیلمنامهای براساس این سریال نوشته شود و در نتیجه فیلمی هم ساخته شود، اما خبری از این اتفاق نشد. به همین دلیل سراغ ضرابیزاده، نویسنده این کتاب رفتیم تا ببینیم چه اتفاقی برای این اثر افتاده است. ضرابیزاده درباره توجهی که به «دختر شینا» شده، میگوید: کتاب خوشبختانه مورد توجه قرار گرفت و بر اساس آن چند کار نمایشی انجام شد. همچنین فیلمنامهای هم که قرار بوده بر اساس کتاب نوشته شود، توسط خانم نرگس آبیار به نگارش درآمده و بسیار هم جذاب و خواندنی است. او ادامه میدهد: وقتی کار را خواندم واقعا لذت بردم اما همانطور که میدانیم این فیلم تاکنون ساخته نشده است. البته باید دلایلش را از خانم آبیار پرسید، اما فکر کنم مشکلات مالی موجب شده این اتفاق نیفتد.
کتابهای خوب برای اقتباس
«دختر شینا» تنها کتاب این عرصه نیست که دارای قابلیتهای خوبی برای اقتباس است و اگر قرار باشد این دسته از آثار را برشمریم، با فهرستی طولانی روبهرو خواهیم شد. ضرابیزاده کتابهای خاطرات منتشر شده از سوی زنان را آثاری ارزشمند و جذاب دانسته و میگوید: «من زندهام» نوشته معصومه آباد، «دا» خاطرات سیده زهرا حسینی، «فرنگیس» با روایتی به قلم مهناز فتاحی و «روزهای بیآینه» نوشته گلستان جعفریان از جمله کتابهایی هستند که خواندهام و بسیار از آنها تاثیر گرفتهام. به نظرم این آثار و بسیار کتابهای دیگر این حوزه این قابلیت را دارند که مورد اقتباسهای سینمایی و نمایشی قرار بگیرند. چون جاذبههای لازم را داشته و میتوانند مخاطب را با خود همراه کنند.
از سهم مردم تا فیلمنامهنویسها
اما چرا این آثار آنطور که باید برای اقتباس مورد توجه قرار نمیگیرند و کسی سراغشان نمیرود؟ نویسنده «دختر شینا» بیان میکند: اقتباسها در جوامعی انجام میشوند که مردم به کتاب توجه دارند. اثری را میخوانند و دربارهاش حرف میزنند، آن را تبدیل به کتابی پرفروش میکنند و همین ها کارگردانها، فیلمنامه و نمایشنامهنویسها را به این مسیر هدایت میکنند که اثر را برای کار کردن انتخاب و بخواهند روی آن کار کنند.
او ادامه میدهد: وقتی در جامعه ما به کتاب توجه نمیشود و مردم رابطهای که باید را با کتاب ندارند، طبعا کتابها کمتر محل مراجعه قرار میگیرند و اسمشان بر سر زبانها میافتد، همین هم موجب میشود کمتر برای اقتباس مورد توجه قرار بگیرند.
هر چند گفتههای ضرابیزاده بخش مهمی از ماجراست، اما چاره چیست؟ آیا اقبال عمومی باید برای کارگردانها و قلم به دستهای ما تعیین تکلیف کند یا خودشان هم باید آنقدر با کتاب و مطالعه اخت باشند که بشوند ماهیگیران قهار بازار کتاب.
که خودشان سر بزنند به آثار منتشر شده در عرصه موضوعات مختلف و بهترینهایش را برای کار کردن شکارکنند.
اقتباسهای سینمایی جنگ در ایران
«اختر و روزهای تلواسه» نام یک کتاب است، شاید خیلیها حتی نامش را هم نشنیده بودند، اما وقتی بگویی «شیار 143» اغلب افراد میدانند ساخته نرگس آبیار است که حال هر بینندهای را دگرگون کرده و بسیاری با آن گریستهاند. «اختر و روزهای تلواسه» را هم خود آبیار نوشته، اما قبل از ساختن فیلم کسی کتاب را نمیشناخت و این جادوی پرده نقرهای بود که این اثر را شناساند.
«پاداش سکوت» ساخته مازیار میری هم اقتباسی است از داستان من «قاتل پسرتان» هستم نوشته احمد دهقان. البته دهقان در این حوزه داستانهای بسیار خوبی نوشته است و جا دارد کارگردانهای دیگر هم سراغ دیگر نوشتههای او بروند.
«ویلایی ها» هم بر اساس خاطرات همسر شهید علیرضا نوری ساخته شده است. هر چه گشتیم ردی از انتشار خاطرات این شهید پیدا نکردیم، اما منیر قیدی کارگردان و فیلمنامهنویس ویلاییها اعلام کرد این فیلم بر اساس خاطرات همسر این شهید نوشته شده است.
زینب مرتضایی فرد
فرهنگوهنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: