گوشت خرنخر!

از یک کسی پرسیدند یخ شهر ما یخ تر است یا مثلا یخ قسطنطنیه؛ بدون رودربایستی گفت : راستش سوال جنابعالی از هر دو یخ تر است !
کد خبر: ۱۱۶۶۴۹

حالا حکایت ماست. وسط این هواسردی و این خبرهای داغ سیاسی اجتماعی اقتصادی ، عدل می خواهیم راجع به گوشت خر قلمفرسایی کنیم البته نه در تعریف و تمجید از آن ، که در خور شان ما و کار ما نیست . گرچه در طول تاریخ ادبی ما از خود خر به شخصه تعریف زیاد شده و حتی خران باربردار از آدمیان مردم آزار (چه برسد به اذیت و آزار) ارجح دانسته شده اند. فقط «خریت» خر بوده که همواره او را زیر سوال برده و مثلا شاعر گفته :
بیت خرکی :
1- گوش خر بفروش و آن یک گوش خر
کاین سخن را درنیابد گوش خر

توضیح ضروری : چنان که ملاحظه می فرمایید ، اشاره شاعر خرشناس صراحتا به «گوش خر» می باشد و هیچ حرفی از «گوشت خر» به میان نیاورده است . علی رغم توضیح بالا ، هرازگاه عده ای آدم فرصت طلب مردم آزار ، با سوئاستفاده از بازار گران گوشت ، اقدام به «خرکشی» کرده و گوشت خر را به عوض گوشت بره و گوسفند به خلق الله قالب کرده اند که شخص خریدار نیز عموما از اصل جنس بی خبر بوده است.
بیت خرکی :
2- «خوشبخت خودم که خر ندارم»
از گوشت خرم خبر ندارم

امروز نیز همین روزنامه جام جم خودمان در صفحه حوادثش راجع به دستگیری یک تیم حرفه ای خرکش نوشته است که در جاده ابهر به تهران ، اقدام به توزیع گوشت خر میان رستوران های توی راه می کردند. البته گوشت خرهای صاحب رستوران نیز از خر بودن جنس خبر داشتند و آگاهانه خرنده گوشت خر بودند. فقط در این میان ، مشتریان و مسافران بی خبر از همه جا بوده اند که گوشت خر را به خیال گوشت گوسفند و بره می خورده اند. ظاهرا برخی از صاحبان رستوران به مشتریان خود می گفته اند که «گوشت آهو» هم دارند ، اگر میل دارند!
نکته اخلاقی : وقتی شاعر می گوید که «آهوکشی آهویی بزرگ است» حالا تصور بفرمایید که «خرکشی» چه گناه و آهوی بزرگی خواهد بود. به نظر ما در این قضیه ، هم به خود خر اجحاف روا داشته شده و هم به «گوشت خر» خر!
طوری که در اصل خبر (در صفحه حوادث امروز) آمده و اندکی از آن هم به ستون ما درز پیدا کرده ؛ چند تن از اعضای اصلی این تیم خرکش در حین ارتکاب جرم و در محل وقوع جنایت به همراه 4 راس خر به قتل رسیده (آن هم به صورت قتل آن لاین !) دستگیر شده اند تا به جزای اقدام خرکی خود برسند. تحلیل خبری : حواس ما به موضوعاتی چون کاهش شهریه دانشگاه آزاد و بانک پارسیان و... امثال ذالک پرت است ، طرف به صرافت خرکشی و توزیع آن در رستوران های توی جاده می افتد ، به خیال این که گیر نمی افتد. غافل از این که ما حواسمان یکجا که نیست. در آن واحد (و حتی توی اتوبوس شرکت واحد) به همه جا هست. جنبیدن یک پشه عیان در نظر ماست. تا چه رسد به کشتن یک خر که بالاخره گندش درمی آید.
پیشنهاد: سابق بر این ، نشریه فکاهی توفیق یک «حزب خران» راه انداخته بود که اگر الان می بود ، از حقوق خود دفاع می کرد. جوری که بویش می آید ، ظاهرا عده ای هم برای خودشان «حزب خرکشان» راه انداخته اند. هرچند فاقد تابلو است اما به قدر کافی خودش تابلو است !

رضا رفیع
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها