طعم تلخ شکست برای دشمن

در اوایل جنگ تحمیلی و تجاوز رژیم بعثی به ایران ، آبادان مورد تهاجم دشمن قرار گرفت و نیروهای بعثی به صورت نعلی شکل آنجا را محاصره کردند.
کد خبر: ۱۱۶۴۲۱

محاصره آبادان برگ برنده ای برای ارتش عراق بود تا در موقعیت مناسب بتواند پیروزی خود را بر ایران تحمیل کند.
محاصره به گونه ای بود که تنها از طریق دریا امکان ورود به آبادان یا خروج از آن وجود داشت ؛ اما با این حال مردم این شهر همچنان پایداری کردند. با دستور قاطع امام خمینی ره مبنی بر این که حصر آبادان باید شکسته شود، سرانجام در تاریخ 5 مهر 1360 با رمز «نصر من الله و فتح قریب» با اهداف تصرف پلهای دشمن روی رودخانه کارون ، تصرف جاده های ارتباطی آبادان ماهشهر و آبادان اهواز و در نهایت شکست محاصره آبادان و انهدام نیروهای دشمن ، عملیات ثامن الائمه ع شروع شد. در این عملیات بزرگ و سرنوشت ساز، لشکر 77 پیروز ثامن الائمه ع خراسان نقش کلیدی داشت. در این خصوص به سراغ سرتیپ دوم بازنشسته روح الله سروری رفته ایم که در این عملیات ، فرماندهی 3تیپ از لشکر 77 خراسان را برعهده داشت.

با توجه به تحولات پس از انقلاب اسلامی ، وضعیت درونی ارتش ایران در ابتدای جنگ چگونه بود؛ علل و شیوه کلی تهاجم عراق به مرزهای ایران و نقش ارتش در کنار دیگر ارگان ها و مردم در دفاع از مرزهای کشور، به چه صورت بود؛

پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و با شروع جنگ ایران و عراق ، ارتش بر اثر تحولات انقلاب به تعبیر من مشغول خانه تکانی بود. صدام وقتی احساس کرد ارتش پس از انقلاب دچار ازهم گسیختگی شده است و آن کارایی گذشته را ندارد، می خواست از فرصت استفاده کند، پس به ایران حمله کرد. یک اشتباه بزرگ عراق در آن حمله ، در نظر نگرفتن جو انقلابی کشور ایران بود. اگر وضعیت کشور و مردم ایران غیر از آن بود، ممکن بود عراق بتواند کارهایی بکند ؛ اما کشوری که ملتش بتازگی انقلاب کرده است به هیچ قیمتی حاضر نمی شود کشوری بیگانه به آن تجاوز کند. این بود که عراق با حمله سراسری در تاریخ 31شهریور 1359، 1300کیلومتر از مرز خشکی ما را تصرف کرد، از جمله در منطقه جنوب که با سپاه سوم خود از محور شلمچه وارد خاک ما شد. طرح و برنامه عراق در این حمله این بود که 3روزه خرمشهر را بگیرد و بعد هم سراغ آبادان برود و در پایان ، محدوده مرزی ما را تغییر دهد و بیاورد تا آن طرف رودخانه کارون ، اما در عمل غیر از این شد. همین ارتش با همان شرایط خاصی که داشت (لشکر 92اهواز)، به همراه نیروی دریایی که آنجا مستقر بود، مردم محلی و نیروی انتظامی که آن موقع ژاندارمری بود، جلوی ارتش عراق ایستادند به طوری که حدود 5روز طول کشید تا بتواند از شلمچه وارد خاک ما شود؛ البته با این ورود همه چیز را هم در سر راه خراب کرد و از میان برد تا سرانجام در منطقه پل نو با مردم و نیروها مواجه شد. در این هنگام دشمن چون دید که با هیچ وسیله ای نمی تواند کاری از پیش ببرد، بناچار یکی از یگانهایش را از رود کارون عبور داد. نقشه اش این بود که پس از عبور از کارون ، از بهمن شیر بگذرد و داخل آبادان شود، به عبارت دیگر آبادان را در محاصره کامل خود درآورد که البته موفق شد تا جلوی بهمن شیر بیاید.

نقش ارتش و یگانهای آن در طرح ریزی و اجرای عملیات ثامن الائمه و شکست حصر آبادان ، به طور خاص چقدر و چگونه بود؛

در آن موقع که تقریبا 5 یا 6 ماه از جنگ گذشته بود و عراق قسمتی از کارون را گرفته بود، به لشکر 77 خراسان در مشهد دستور دفاع دادند؛ هرچند بیشتر یگانهای لشکر برای پشتیبانی دیگر یگانها به غرب و شمال غرب رفته بودند. دستور داده شد لشکر 77 در 17 اسفند وارد منطقه شود و مسوولیت منطقه را از قرارگاه اروند تحویل بگیرد. ماموریتش بیرون راندن دشمن از شرق کارون و منهدم کردن او بود. یگانهای لشکر همان طور که گفته شد پراکنده بودند، مانند تیپ 3 به فرماندهی تیمسار فرمدی در گیلانغرب که مشغول عملیات بودند. به هر ترتیب ، لشکر در 29اسفند 1359در منطقه مستقر شد و کم کم یگانهای خود را جمع آوری کرد. در ضمن ، ستاد فرماندهی بررسی های نظامی خود را شروع کرد، مانند شناسایی منطقه و این گونه کارها. سرانجام پس از بررسی هایی جامع و تا اندازه ای سازماندهی ، قرار شد تیپهای لشکر در 3محور حمله کنند. یکی از سمت شمال ، از دارخوین به پایین ، یکی از جنوب از فیاضیه و یک واحد هم از مرکز حمله کند به مرکز دشمن که احتیاط آن بود. در این ساختار تیپ 3به فرماندهی سرتیپ فرمنش از شمال به جنوب ، تیپ 2به فرماندهی سرهنگ آن موقع جناب کشتری از جنوب به شمال و تیپ 1به فرماندهی سرهنگ آقای امینیان بود که قرار بود از مرکز به احتیاط دشمن تک بکنند. خلاصه این که این طرح با وجود سختی های خاص برنامه ریزی ، آنقدر دقیق و محکم بود که ارتش بارها در پاسخ به شبهات ما پیش از عملیات با قاطعیت می گفت که مگر در صورت بروز یک مساله خاص ، ان شائالله حتما پیروز است ؛ چراکه طبق اصول جلو رفته بودیم. این طرح در تاریخ 16شهریور و در محضر تیمسار شهید فلاحی و برادر رحیم صفوی و خیلی آقایان دیگر در ماهشهر، به وسیله فرماندهی لشکر، تقدیم فرمانده و رئیس ستاد مشترک شد و به عرض امام ره رسید، سپس تصویب شد. 5 ساعت پیش از آغاز عملیات و تک ، جمعی از برادران ارتش و سپاه ازجمله شهیدان فلاحی ، ظهیرنژاد و کلاهدوز در قرارگاه لشکر در محل جنگلهای شادگان گردهم آمدند و ساعت دقیق آغاز تک را یک دقیقه بامداد روز پنجم مهر مشخص کردند و تا پیش از این جلسه یعنی تا 5 ساعت قبل از عملیات ساعت آغاز آن مشخص نبود.

عملکرد نیروهای ارتش در هیچ مرحله ای از طرح و اجرای عملیات ثامن الائمه ، با مشکل و دشواری خاصی مواجه نشد؛

طرح ، دقیقا به همان شکل که پیش بینی می شد انجام شد، یعنی ستاد و لشکر طی آن خیلی راحت ، فقط در اجرای طرح نظارت داشتند و در حین عملیات زیاد هدایت نمی کردند. فقط یک مساله پیش آمد و آن این که اولین یگانی که توانست به هدفی که برایش مشخص کرده بودند برسد، تیپ 3 بود از سمت شمال ، ولی تیپ 2که از پایین آمده بود نتوانست براحتی به هدف برسد و به همین دلیل فرمانده تیپ 3پیام دادند که من هدف را گرفته ام و آماده ام تا به کمک تیپ 2 بروم. ستاد لشکر یک بررسی ای انجام داد و دید که از نظر کلی به صلاح نیست در آن موقعیت ، دست به تغییر وضعیت بزند. آنها به این نتیجه رسیدند که یگان ها ماموریتشان را خوب انجام می دهند و چنین تغییری در برنامه می تواند اختلالاتی ایجاد کند بخصوص که منطقه هم وسیع نبود. پس با تشکر از جناب فرمنش ، فرماندهی تیپ 3به او گفته شد که صرفا هدفش را تحکیم کند و منتظر دستور بعدی باشد. تنها مشکل ایجاد شده همین بود که باز هم نگذاشتیم طرح از برنامه خارج شود و تا آخر اجرا شد. باید عرض کنم که اگر ایشان (تیپ3)ادامه می داد، شاید اتفاقا هدف زودتر گرفته می شد، چون فشار نیروهای دشمن بر تیپ 2زیاد بود. او با 24ساعت تاخیر به هدف رسید. در هر حال پس از 36ساعت کلا آن محلی را که دشمن وارد شده بود بستیم و دشمن را به دام انداختیم.

نتایج عملیات ثامن الائمه از نظر کشته های دشمن ، اسرا، غنایم و مانند آن چگونه بود؛

از افراد دشمن در حدود 3000نفر کشته و 1700نفر هم اسیر شدند. از این عملیات غنایم فوق العاده زیادی هم به دست آمد که همه را بعد در اختیار برادران سپاه گذاشتیم. با وجود این ماموریت موفقیت آمیز دیگر شرق کارون در کل از وجود دشمن پاک شد و به خاطر این افتخار، واژه «پیروز»، پشت نام لشکر 77نیروی زمینی خراسان افزوده شد.

آیا تجربه همکاری ارتش و سپاه در عملیات ثامن الائمه طوری بود که آنقدر موفق باشد که بخواهید در بیشتر مواقع به آن ادامه دهید؛

عملیات ثامن الائمه در این زمینه نقطه عطفی بود. ما همه به این باور رسیدیم که می توانیم موفق شویم. پیش از این هماهنگی ، دشمن داشت کم کم کاری می کرد که حتی ماهشهر را تخلیه کنیم ، اما شروع و انجام این عملیات ، بارقه های امید را در مردم روشن کرد. در عملیات های بعدی هم به شکلی عالی ادامه یافت مثل فتح المبین که در آن سپاه فوق العاده عظیم شرکت کرد و موفقیت خیلی بهتری هم گرفتیم.

محاصره آبادان به وسیله دشمن بیش از این که یک راهبرد نظامی داشته باشد، به نظر می رسد یک راهبرد سیاسی بوده است و از قرار معلوم از لحاظ نظامی ، خیلی به نفع دشمن نبوده است ، اما به دلایل سیاسی ترجیح می داده اند آبادان را در محاصره نگاه دارند. کمی درباره این اهداف سیاسی و پیامدهای احتمالی ادامه محاصره آبادان توضیح دهید.

راهبرد صدام این بود که به تعبیر او شطالعرب و به گفته ما اروند، کاملا از آن آنها باشد و جزو خاک آنها. طرحش هم بر همین مبنا داشت پیش می رفت. اگر می توانست آبادان و بعد هم ماهشهر و بندر امام را بگیرد، دیگر مرز را تغییر داده بود. سیاست ها وقتی با شکست مواجه می شوند جنگ به وجود می آید. این دیگر جنگ است که نتیجه پیروزی یا شکست سیاست ها را تعیین می کند. منظور این که وقتی سیاست ها با بن بست مواجه می شوند، جنگ سرنوشت را روشن می کند.

اصل تمرکز قوا و وحدت فرماندهی چه بود؛

اصل وحدت فرماندهی یک اصل مهم است که در دنیا ثابت شده است ؛ البته ما اوایل در وحدت فرماندهی بعضی جاها دچار چالش می شدیم ، اما در هر حالت با فداکاری و همکاری هایی که عمدتا داشتیم به نتایج خوب می رسیدیم. ما این اصل را ابتدا در امام خمینی ره می دیدیم. دیگر مسائل را مسوولان رده پایین تر جلسه می گذاشتند و خلاصه با هماهنگی ، قضایا را حل می کردند. مثلا هر تصمیمی باید اخذ می شد، قبلا برادرانی از ارتش و سپاه ازجمله شهید صیاد و محسن رضایی جلسه می گذاشتند و با هم به نتیجه می رسیدند. سپس همین تصمیمات به اجرا درمی آمد و می شد وحدت که زیرنظر فرماندهی کل بود.

تاثیر سخنرانی امام ره


امام در آبان ماه سخنرانی مبسوطی کرده بودند مبنی بر این که حصر آبادان باید شکسته شود. خود این گفته ، عامل بسیار مهمی بود برای پیروزی عملیات. در ثانی امام تاکید کردند کسانی که کمتر تجربه نظامی دارند، به نظامی ها احترام بگذارند و با آنها همکاری کنند. این بسیار مساله مهمی بود. فرماندهی این عملیات از سوی لشکر ستاد 77 خراسان انجام شد. ما کمبود نیروی رزمنده داشتیم ، چون با توجه به تحولات پس از انقلاب سربازانمان کم بودند. با برادران سپاه قرار گذاشتیم و آنها 10 گردان در اختیار ما قرار دادند که حدود 2400 نفر بسیجی می شدند.




سارا زیباکلام
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها