در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش جامجم، ساعت 22 و 47 دقیقه ششم آذر87 درگیری خونینی میان چند جوان در خیابان نصیری پایتخت رخ داد که به زخمی شدن دو جوان از جمله پسری 18 ساله منجر شد. دو زخمی در بیمارستان شهدای تجریش بستری بودند که پسر 18 ساله مرگ مغزی شد و خانواده او اعضای بدنش را به بیماران اهدا کردند.
با مرگ او روند پرونده وارد مرحله جدیدی شد. عامل جنایت بعداز یک هفته خود را به پلیس تسلیم و به این جنایت در درگیری خیابانی اعتراف کرد و در ادامه دو همدستش که در دعوا بودند بازداشت شدند. مهدی - عامل جنایت-بعد از بازسازی صحنه قتل به زندان رجایی شهر کرج منتقل شد .
متهم به قتل اوایل شهریور سال 90 در شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران محاکمه و با توجه به درخواست اولیای دم مقتول به قصاص محکوم شد. عامل جنایت در دفاع از خود گفت: آن روز من و یکی از اقوام به مقابل خانه دوستم در حوالی محل جنایت رفته بودیم. در آنجا دو نفر که آنها نیز سرنشینان خودروی دیگری بودند به ما نگاه کردند. زمانی که ما به آنها نگاه کردیم، مشاجره لفظی شروع شد. بعد درگیری مان بالا گرفت. در اوج عصبانیت با چاقویی که داشتم به آن دو جوان حمله کردم.
متهم سپس به زندان بازگشت و حکم قصاص برای او صادر و در شعبه نهم دیوان عالی کشور تایید شد. پرونده برای اجرا به واحد اجرای احکام دادسرای جنایی تهران ارسال و شمارش معکوس برای اجرای حکم قصاص قاتل آغاز شد. پیش از اجرای حکم با کمک مسئولان قضایی واحد صلح و سازش دادسرای جنایی تهران مرد اعدامی فرصت ده ماهه برای پرداخت 350 میلیون تومان گرفت و او دوباره به سلولش بازگشت. سرانجام با گذشت ده سال از این جنایت ، خانواده مرد اعدامی توانستند با فروش قطعه زمینی در شمال و جمعآوری 350 میلیون تومان آن را به عنوان دیه به خانواده مقتول بپردازند و رضایت آنها را جلب کند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: