در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آراراتها؛ دو زیبای پرغرور
کنار چشمه ثریا که باشی یعنی دقیقا بر روی نوک گوش چپ گربه نقشه ایران، همانجا که پرچمهای پاسگاههای مرزی دو کشور ایران و ترکیه به اهتزاز درآمدهاند، ایستادهای.
جایی که به فاصلهای کمی از آن، در افقی نه چندان دور، دو مخروط سنگی چشمگیر قرار دارند: آرارات بزرگ و کوچک یا به قول همسایگان ارمنی سیس و ماسیس!... هر دو قله هماکنون در خاک ترکیه قرار دارند، ولی شاید بهترین نمای آنها همان انعکاس تصویرشان در آب زلال چشمه ثریا باشد، همانجا که پلی این سو و آن سوی چشمه را به هم وصل میکند. چشم برداشتن از قاب زیبایی که تمام سطح چشمه را در برگرفته، گرچه دشوار است، ولی اگر بتوان چشم از این بازتاب سحرانگیز در آب برداشت و در امتداد جاده مرزی به سمت جنوب و شهر بازرگان پیش رفت، جلوهگریهای دیگری از این دو برادر سنگی باشکوه به چشم میآید، بخصوص اگر حوالی غروب باشد؛ همان وقتی که نور از لابهلای ابرهای رها شده در قلهها عبور کرده و سایه هایشا ن را بر مرزهای ایرانزمین میگستراند. در چنین شرایطی حجم این دو کوه ستبر و زیبا به قدری در این مسیر به چشم میآید که سخت است دیدگان را در راستای جاده قرار دهیم.
دشت بکر؛ زندگی بکر
اینجا جایی است که دشتی زرد و سبز، آراراتها، ابرهای سیاه و سفید باران زا و خورشید در یک نقطه به هم میرسند و تلاقی شان تصویری اعجاب انگیز میآفریند. این سرزمین بکر و وحشی اما آغوشش را به روی زندگی نسل بشر هم باز کرده، البته آنجا که زندگی ساده و بیتکلف باشد، مثل زندگی عشایر، کمااینکه اگر نگاهی به سمت دیگر جاده بیندازید، سیاهچادرهای عشایر که شور و حال زندگی در اطراف آنها برپاست را به چشم خواهید دید. این سیاهچادرها مامن تابستانی عشایر منطقه است در زمان چرای چهارپایان! برای مسافران اما محلی برای آشنایی با راه و رسم و فرهنگ خاص این مردمان خوب .
نمایش سیمان و حریر
جاده را پایینتر هم که بیایی، نرسیده به بازرگان از میان چند روستا میگذرد. در این روستاها اما باید که تیرهای برق را پایید و پشتبامها را. اینجا لکلکها لانه دارند ! همان پرندگان بزرگی که در پیشواز از جفت خود بال میگشایند و منقار بر هم میکوبند و با هم جوجه خود را بزرگ میکنند. اینجا نمایش سیمان و حریر است؛ تیرهای سیمانی برق و لانه نرم و حریر بال و پر لکلکها؛ ترکیب تکنولوژی و طبیعت.
پلی به بهشت
این بار باید از چشمه ثریا به سمت شرق برویم. جاده از میانه دشتی میگذرد که تختهسنگهای گرانیتی زیادی در آن دیده میشود. همان تختهسنگهایی که حاصل فورانهای آتشفشان آرارات است. کمی دورتر از جاده تالابهای زیادی قرار دارد که در فصول مختلف سال پذیرای پرندگان هستند. کمی جلوتر هم جاده به پل زیبا و باشکوه دشت منتهی میشود و از کنار سد ارس عبور میکند؛ همان سدی که در کرانه دیگرش نخجوان آرام گرفته است. و باز هم اگر از جاده مرزی و در کنار رود ارس جلوتر برویم به کلیسای زیبای سنت استپانوس میرسیم. شهری با بازارهای مرزی!
چشمه ثریا حدودا 55 کیلومتر با بازرگان فاصله دارد و از خلال جادهای در شمال غربیترین قسمت ایران زمین میتوان به آن رسید که از زیباترینهای کشور است. (دقیقا در نقطه مقابل ایران در جنوبشرقیترین بخش کشور نیز مسیری بین چابهار تا خلیج گواتر قرار دارد که این دو از خاصترین و دیدنیترینهای کشورند؛ جادهای که در فصلهای سرد سال مقصد گردشگری فوقالعادهای است.)
بهترین فصل دشتهای بورالان و چشمه ثریا که در شهرستان ماکو و در آذربایجانغربی قرار دارد شاید خردادماه باشد، ولی از مقاصد خوب سفرهای تابستانی نیز میتواند محسوب شود.
داوود فضائلی
ایران
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: