آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
پسر اول مردی عیالوار بود و یک زن و دو بچه داشت و پسر دوم ازدواج نکرده بود و بهطور عزب به زندگی خود ادامه میداد. فصل برداشت محصول فرا رسید و طی روزهای برداشت، هریک از دو برادر از بخش خود ده جعبه میوه برداشت میکردند. شبی از شبها، برادر عزب با خود گفت: «من مجردم و برادرم عیالوار است، درست نیست که ما نصف کنیم. او باید بیشتر از من برداشت داشته باشد.» پس مخفیانه دو جعبه میوه برداشت و به انبار برادرش برد و در آنجا گذاشت. در همین حال برادر عیالوار نیز با خود گفت: «من سر و سامان گرفتهام و برادرم نگرفته است و اگر بخواهد تشکیل خانواده دهد نیاز به سرمایه دارد. درست نیست که ما نصف کنیم» پس او نیز مخفیانه دو جعبه میوه برداشت و به انبار برادرش برد و در آنجا گذاشت.
اکنون سالها گذشته است و محصول هردو برادر همواره ده جعبه است و هیچکدام هنوز متوجه نشدهاند چقدر به فکر همدیگرند و این معجزه عشق است. با اینحال اگر کسی به آنها دسترسی دارد، به آنها بگوید.
امید مهدینژاد
طنزنویس
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....