در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
جسد افشین در حالی که شلوار جین، تیشرت آبی رنگ و کفش کتانی سفید به تن داشت در کنار استخر بزرگی دیده میشد. چهره مرد جوان کبود و آثاری از ضرب و جرح و خراشیدگی بر چهره او دیده نمیشد. ظواهر امر نشان میداد که مرد جوان بر اثر غرقشدن در استخر جان سپرده است.
سروان جوادی، رئیس پاسگاه محل در این خصوص گفت: نزدیک ساعت 3 بعدازظهر در جریان مرگ این جوان قرار گرفتیم. حامد و سامان، دوستان او موضوع را به پاسگاه خبر دادند. بعد از کسب خبر بلافاصله در محل حاضر شدیم و تحقیقات را آغاز کردیم.
افشین 22 ساله صبح امروز همراه دو دوستش حامد و سامان برای تفریح به اینجا که متعلق به پدرش است، آمدند.
براساس اظهارات دوستانش، افشین پس از صرف ناهار در حالی که آنها درحال استراحت بودند برای شنا تن به آب میزند که به خاطر آشنا نبودن با شنا متاسفانه غرق میشود و دوستانش زمانی متوجه میشوند که کار از کار گذشته بود.
زمانی که ما رسیدیم جسدی در کنار استخر بود. در بازرسی از جسد، گوشی تلفن او را داخل جیبش پیدا کردیم و بررسیهای اولیه نشان میداد علت اصلی مرگ خفگی در آب بوده است.
سروان رضوانی پس از شنیدن اظهارات سروان جوادی یکبار دیگر بدقت به وارسی جسد پرداخت و آنگاه پای صحبتهای حامد و سامان نشست.
حامد 24ساله درحالی که بشدت وحشت زده بود به سروان رضوانی گفت: با پیشنهاد افشین صبح زود برای تفریح وخوش گذرانی به اینجا که متعلق به پدر افشین است، آمدیم. قرار بود تا آخر شب اینجا باشیم که این اتفاق وحشتناک افتاد.
او درمورد حادثه گفت: بعد از اینکه جوجه کباب درست کردیم و ناهار مفصلی خوردیم داخل ویلا هرکدام یکطرف ولو شدیم تا اینکه یکدفعه افشین بلند شد و گفت: ای بابا، آمدیم اینجا خوش باشیم نه اینکه بخوابیم. استخر و تنی به آب بزنیم. من که حال نداشتم، گفتم بیخیال بابا. با شکم پر کسی حال شنا ندارد.
از او اصرار و از ما انکار و وقتی دید ما همراه نیستیم با غرولند خودش رفت.
دیگر از او خبری نداشتیم تا اینکه یک ساعتی گذشت. سامان را صدا زدم و گفتم، از افشین خبری نشد، بلندشو ببین کجاست؟ سامان نق زنان گفت، من حال بلند شدن ندارم، حتما در حال شناست، اگر نگرانی خودت برو.
چون دلم شور میزد، بلند شدم و به طرف استخر رفتم. در آنجا بود که با جسد او که روی آب معلق بود، روبهرو شدم. سراسیمه سامان را صدا زدم و سپس جسد را از استخر بیرون آوردیم، در آن لحظه هیچ کاری از ما ساخته نبود. افشین بر اثرخفگی جان باخته بود.
تا دقایقی گیج و منگ بودیم. بعد هم ماجرا را با پلیس درمیان گذاشتیم.
وی توضیح داد که افشین آشنایی زیادی با شنا نداشت و احتمالا در غیاب آنان که در داخل ویلا درحال استراحت بودند، دچار خفگی شده است.
او تاکید کرد: خیلی به افشین اصرارکردیم که تنهایی نرود ولی گوش نداد و گفت در قسمت کم عمق شنا میکنم و... .
سروان رضوانی پس از اینکه چند سوال از او کرد، پای صحبتهای سامان نشست.
سامان هم مثل حامد سخت آشفته و سراسیمه بود. وی با صدای لرزان ضمن تایید صحبتهای حامد اضافه کرد: افشین خدا بیامرز بسیار مغرور و در عین حال غد و خودخواه بود. بعد از ناهار بهسرش زد وارد استخر شود. هرچه هم اصرار کردیم یکی دو ساعت دیگر با هم میرویم گوش نکرد و متاسفانه دچار این حادثه دلخراش شد.
وی یادآوری کرد که هر سه ما هم دانشگاهی هستیم و با دعوت افشین به اینجا آمدیم.
او در پاسخ به این سوال که آیا مشروب هم مصرف کردهاید، با عجله و البته استرس که تمام وجودش را گرفته بود، پاسخ داد؛ نه!
سروان رضوانی دقایقی از وی بازجویی کرد و آنگاه به بازرسی داخل ویلا پرداخت.
در داخل ویلا همه چیز مرتب بود و اثری از به هم ریختگی دیده نمیشد. داخل آشپزخانه چند قوطی خالی کنسرو ماهی، لوبیا، بطری نوشابه، کوکو و ظروف کثیف جلب نظر میکرد.
سروان پس از بازرسی دقیق ویلا، دقایقی با رئیس پاسگاه صحبت کرد و آنگاه رو به حامد و سامان گفت:
مرگ افشین سهوی نبوده وهر دوی شما در غرقشدن او سهیم هستید. لذا هردو به جرم قتل
بازداشت هستید.
شما خواننده عزیز برای ما بنویسید که سروان رضوانی از کجا فهمید غرق شدن افشین عمدی بوده است. اگر داستان را بدقت بخوانید، حتما متوجه خواهید شد. پاسخ خود را همراه نام و نام خانوادگی به شماره 300011224 پیامک کنید.
حمید موفق
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: