مقطع حساس‌کنونی

جهانگیرشاه و تیمورگاه

جهانگیرشاه سوم، آخریــــــــــن پادشـــــــــاه سلسله جهانگیریان که بر نواحی مرکزی فلات ایران به‌اضافه منطقه آزاد کیش حکومت می‌کردند، شبی در خواب دید که جمعی از پادشاهان ایران کهن، ازجمله کوروش، داریوش، کمبوجیه، انوشیروان، خسروپرویز و باتمانقلیچ سوم به حضور او رسیدند و به او گفتند یکی از زندانیان به‌نام تیمورگاه، که یک بیش‌فعال اجتماعی است و بتازگی دستگیر شده، گناهی مرتکب نشده و بی‌گناه در زندان است.
کد خبر: ۱۱۶۱۲۹۰

جهانگیرشاه سراسیمه از خواب برخاست و به ملازمان گفت تیمورگاه را نزد وی بیاورند. وقتی آوردند، جهانگیرشاه گفت: تو آزادی، از من چیزی بخواه.

تیمورگاه گفت: عمرا ! وقتی خدایی دارم که نیمهشب آزادم میکند، روا نیست از دیگری چیزی بخواهم.

پادشاه گفت: عجب پررویی بابا، میخوای بگم همین الان گردنتو بزنن؟

زندانی گفت: ای جهانگیرشاه، عذر میخواهم، قصد جسارت ندارم، اما واقعاً خاک بر سرت، الان بهجای اینکه از کلام پندآموز من عبرت بگیری و تحولی کنی، باز هارت و پورت میکنی؟ جهانگیرشاه که شاه سست اراده و بیکفایتی بود، به خود آمد و گفت: آه، راست میگویی... و تاج پادشاهی از سر خود برداشت و بر سر تیمورگاه گذاشت.

به این ترتیب سلسله جهانگیریان به پایان رسید و سلسله تیمورگاهیان آغاز به کار کرد.

امید مهدینژاد

طنزنویس

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها