به گزارش جامجم، رسیدگی به این پرونده از تابستان سال 95 و به دنبال اجرای طرح پاکسازی پارکها از معتادان و موادفروشان آغاز شد که طی آن در درگیری ماموران پلیس و معتادان یک پسر 16ساله به نام امیر مورد اصابت گلوله قرار گرفت و در راه بیمارستان جان سپرد.
مامور پلیسی که به وی شلیک کرده بود در بازجوییها گفت: من و همکارانم برای اجرای طرح پاکسازی پارک از معتادان و مواد فروشان به پارک جنگلی اعزام شده بودیم. به محض ورود ما به پارک، معتادان و مواد فروشان همگی فرار کردند، ولی چند نفر به سمت ما حملهور شدند. آنها اسلحه در دست داشتند و من برای دفاع از خودم و همکارانم ناچار به شلیک تیر هوایی شدم. چون قسمتی از پارک سنگلاخ بود پایم سر خورد و احتمالا در حال افتادن به زمین تیر از اسلحهام شلیک و به مقتول اصابت کرده است.
وقتی پزشکی قانونی در گزارشی اعلام کرد تیر به صورت مستقیم به پسر نوجوان شلیک شده، برای مامور پلیس به نام شهرام کیفرخواست صادر و پروندهاش به دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد. وی پای میز محاکمه ایستاد و ادعا کرد گلوله مرگبار از اسلحه وی شلیک نشده و ممکن است همکارش دست به شلیک مستقیم زده باشد. با طرح این ادعا پرونده برای تکمیل تحقیقات به پلیس آگاهی برگردانده شد. وقتی در بررسیهای اسلحهشناسی روشن شد شلیک از اسلحه شهرام صورت گرفته است وی دیروز بار دیگر در شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی محسن زالی بوئینی و با حضور یک قاضی مستشار پای میز محاکمه ایستاد.
در جلسه دادگاه پدر و مادر قربانی درخواست قبلیشان مبنی بر قصاص را تکرار کردند و گفتند: پسرمان دو هفته قبل از این ماجرا همراه دوستانش برای کار به تهران آمده بود که کشته شد. او فقط 16سال داشت و معتاد یا مواد فروش نبود.
سپس مامور پلیس به دفاع پرداخت و بار دیگر خودش را بیگناه خواند و گفت: وقتی به پارک جنگلی رسیدیم تعداد زیادی از معتادان و مواد فروشان را دستگیر کردیم. پسرنوجوان هم از بازداشت شدهها بود. اما یکباره درگیری رخ داد و چون زمین پارک لیز و سنگلاخ بود من چند تیرهوایی شلیک کردم. هیچ کدام از تیرها را مستقیم به سمت مقتول نزدم و در مرگ او نقشی ندارم.
در پایان جلسه هیات قضایی وارد شور شد تا رای را صادر کند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم