آنچه که باید در این جشنواره مورد توجه قرار بگیرد صرفا کمیت و تعدد مراکز تولید نیست که حضور داوران و کارشناسان متخصص و باتجربه را هم باید غنیمتی دانست که در نهایت منجر به غنیتر شدن این آثار از طریق نقادی و ارزیابی آنها میشود. 128 نفر از صاحبنظران و مدیران باتجربه همچنین استادان و هنرمندان نام آشنا و شهیر در این جشنواره امر داوری را برعهده دارند که از این حیث نیز میتوان آن را جشنواره متمایزی دانست که از بیشترین طیف داوران در ارزیابی آثار بهره میبرد و در نتیجه، ارزیابی دقیقتری از این آثار صورت میگیرد که حاصل خود این داوریها میتواند به مثابه دستاورد نظری و معرفتی مورد استفاده قرار بگیرد و کمک کند تا در تعیین شاخصها و ارزیابی معیارهای فنی و تخصصی تولیدات رسانهای، به یک استاندارد روشن و دقیق دست یافت. به عبارت دیگر بخش داوری این جشنواره را باید بهعنوان منبع غنی پژوهشی دانست که مستقل از جشنواره هم قابل استفاده و استناد است. از ویژگیهای متمایز دیگر این جشنواره که نقطه قوت آن هم محسوب میشود این است که این آثار برای اولینبار در جشنواره به نمایش درنمیآید و در واقع برای جشنواره تولید نشده است بلکه تولیداتی است که در یک سال قبل روی آنتن رفته و در معرض دید و قضاوت مخاطب قرار گرفته است؛ از این رو میتوان به تعبیری گفت تولیدات عرضه شده در جشنواره مراکز استانها به اصطلاح «جشنوارهپسند» نیست و برای جایزه تولید و ارائه نشده. از اینرو میتوان داوری این جشنواره را عادلانهترین و عالمانهترین داوری آثار جشنوارهای دانست؛ ضمن اینکه خود آثار هم دچار جشنوارهزدگی نیست. عادلانه بودن این جشنواره را میتوان از منظر دیگری هم ردیابی کرد یا دستکم مدعی شد که این جشنواره ظرفیتی ذاتی برای تحقق عدالت رسانهای و هنری دارد به این معنا که همه استانها از این فرصت برخوردارند تا توانمندیها و هنرمندیهای خود را در معرض نمایش و قضاوت قرار دهند و درواقع همه استانها دیده شوند. کشف استعدادها و توانمندیهای بومی مهمترین کارکرد و درواقع کارویژه جشنواره استانهاست که میتواند زمینهساز و بسترساز تولید یا حرکت جریانساز هنری - رسانهای شود. بهعبارت دیگر میتوان جشنواره استانها را تحقق سیاست توسعه متوازن رسانهای در حوزه فعالیتهای صداوسیما دانست که حتی شیوه اجرایی برگزاری جشنواره نیز در همین جهت قابل معناست. از این حیث که جشنواره هر بار در یکی از مراکز استانها برگزار میشود که این مساله خود هم مصداق عدالت رسانهای است و هم میتواند مرکز برگزارکننده جشنواره را در مرکز توجه رسانهای بویژه در پوشش رسانهای این اتفاق قرار داده و ظرفیتهای آن مرکز را در بازتابهای جشنوارهای برجستهتر کند. به عبارت دیگر هر سال یک استان قریب به یکماه بهطور ویژه در کانون و صدر برنامههای صداوسیما در شبکههای استانی، سراسری و حتی برونمرزی قرار میگیرد و این فرصت مغتنم و طلایی برای معرفی توانمندیهای هر استان برای مردم و مخاطبان ایران و جهان است؛ ضمن اینکه حضور هنرمندان مشهور، برنامهسازان رادیو و تلویزیون و برنامهسازان و امکان دیدار چهرهبهچهره با هنرمندان یا حتی کودکان و نوجوانان مرکز برگزاری جشنواره، نقش مهمی در کاهش تبعیض رسانهای و تعامل نزدیک و صمیمی مردم شهرستان با هنرمندان مورد علاقه خود داشته و درنهایت به تحکیم و غنی کردن رابطه رسانه و مخاطب در مفهوم و موقعیت کلی آن کمک میکند. بازشناسی و صورتبندی مسائل بومی تولیدات رسانهای را هم باید به کارکردهای این جشنواره اضافه کرد که موجب میشود به جای حرفهای کلی و انتزاعی، نگاه جزئی و مصداقی در فهم و بازشناسی مشکلات تولید در رسانه ملی دیده شده و مقدمات تولیدات خلاقانه و نوآورانهتری فراهم شود؛ ضمن اینکه برگزاری جشنواره در استانها خودش یک اقدام عملی در تهرانزدایی از فعالیتهای رسانه ملی و رشد و ارتقای کمی و کیفی تولیدات استانی شده و میتواند این شعار را که همه ایران سرای من است در عرصه رسانه ملی، عملی و عملیاتی کرده و رسانه ملی را به معنای واقعی رسانه ملی کند. جشنواره تولیدات استانها نشان داد که رسانه ملی از رسانه بومی توانمند برساخته شده و با تقویت و شکوفایی رسانه بومی و استانی است که رسانه ملی کارآمد خواهیم داشت. از اینرو جشنواره تولیدات مراکز استانی را نه یک جشنواره استانی که جهشی در جهت تحقق رسانه ملی به معنای واقعی باید دانست.
سیدرضا صائمی
روزنامهنگار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم