یادداشت اول

دریاها

در شهر ما، مشهد معمولا مراسم عقد را در حرم امام رضا برگزار می‌کنند. خانواده‌های عروس و داماد در یک روز و ساعت مقرر جمع می‌شوند در رواقی که آستان قدس برای همین منظور در نظر گرفته است.
کد خبر: ۱۱۵۹۲۸۴

عاقد می‌آید، همه دور عروس و داماد می‌نشینند و خطبه عقد خوانده می‌شود. بعد از محرمیت رسم این است که پدر عروس، داماد و دخترش را کنار خودش نگه دارد، برای آنها دعا کند و دست‌هایشان را در دست هم قرار دهد. به این کار اصطلاحا می‌گویند« دست به دست کنان».

در این میان صحنه‌های زیبایی رقم می‌خورد. اشک در چشم اطرافیان جمع می‌شود. پدرها گاهی بغض می‌کنند. بزرگ‌تر‌ها می‌ایستند رو به ضریح حضرت رضا و برای خوشبختی جوانشان دعا می‌کنند. دست‌ها که در دست هم قرار می‌گیرد، نصیحت‌ها شروع می‌شود. نصیحت‌های آن‌وقت هیچ شباهتی به نصیحت‌های روزها و وقت‌های دیگر ندارد. از آن حرف‌هایی نیست که گوش ما جوان‌ها به آنها عادت کرده بلکه موضوع تازه‌ای است. وضعیتی که در آن قرار گرفته‌ای حساس و غریب است. فکر کن وقتی داری روی ابرها قدم می‌زنی، یک نفر گوشت را بگیرد و یک جمله بریزد در آن. ممکن است آن را فراموش کنی؟ هرگز!

پدر من دست‌های ما را گرفت و گفت: «برید زیر یک سقف، زندگی‌تون رو بسازید و از هیچ چیز نترسید. از همین حالا که دست هم رو می‌گیرید، روزی و قسمت‌تون به هم وصل می‌شه. مثل دوتا رود که باهم دریا رو می‌سازن» بعد رو کرد به سمت حضرت و دست‌های ما را توی دست هم گذاشت و زیر لب گفت: «مرج البحرین یلتقیان».

زهرا کاردانی - نویسنده

newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها