فرمودیم: عقرب به تنبانت بیفتد این چه طرز عربده زدن است، نشستهایم توی عالم خودمانیم یکهو میگویی یا پیغمبر هول میکنیم.
گفت: به خدا خیلی خبر داغی خواندیم، مخمان تشتک پراند.
فرمودیم: بنال .
عارض شد: در این سه ماه گذشته 9 میلیارد دالر ارز گم شده است و رجال حکومت دربه در دنبال دالرهای گم شدهاند.
فرمودیم: اوضاع این قدر بیدر و پیکر است یعنی؟
عارض شد: چه عرض کنم؟
فرمودیم: خود پدرسوختهات بلند شو برویم اتاقت را بگردیم. از کجا معلوم کار خود ناکست نباشد؟
عارض شد: قربانت گردم چه میفرمایید من 9 میلیارد دالر داشتم اینجا پادویی شما را برای شندرغاز میکردم؟
یک پوست طالبی دم دستمان بود پرت کردیم جاخالی داد. فرمودیم پدر سوخته بخور و بگو خدا را شکر کم است، اما برکت که دارد نمک بهحرام! در حین همین بگو مگو بودیم که مجدد ماسماسک خشایار دیلینگی کرد و خشایار نالید که الحمدلله.
فرمودیم: باز چه شده؟
عارض شد: گم شدن دالرها تکذیب شد !
مجدد توی مخش کوبیدیم و گفتیم بفرما همین را میخواستی! حالا در افواه عالم پیچیده و همین احساس بیاعتمادی و دوز کلک و چپاول بعضی آقایان را چگونه در ممالک فرنگی جمع کنیم؟ فضیحتی دست داد و نمیشود جمعش کرد! بعد از خدمت مرخصش کرده نشستیم کله خاراندیم و تا صبح پهلو به پهلو چرخیدیم و اندیشیدیم توی مملکت چه خبر است واقعا؟؟
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم