در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اینها بخشهایی از خاطرات دو افسر بعثی است که در لشکرکشی صدام به کویت در سال 1368 شرکت داشتهاند. آنها در کتاب «کویت در روزهای اِشغال» که توسط سوره مهر منتشر شده به روایت بخشهایی از واقعیاتی میپردازند که نظامیان بعثی در اشغال چند ماهه این کشور بر سر کویتیها آوردند. حملهای که با هدف الحاق خاک کویت به عراق انجام گرفت. صدام این تجاوز را الحاق فرع به اصل و کویت را نوزدهمین استان عراق اعلام کرد. این روزهای کشدار تابستان داریم بیستونهمین سالروز آن اقدام را از سر میگذرانیم.
واقعیتش را بخواهید اطلاعمان از وقایع و سوژههای دور و اطرافمان خیلی کم است. مثلا همین الان که نظامیان ما در سوریه و عراق حضور دارند و بخشهایی از واقعیات ایندو کشور با منافع ما گره خورده است چقدر از ته و توی جریانهای سیاسی و تکفیری و فرهنگی این کشورها اطلاع داریم. لشکرکشی ارتش بعث به کویت هم از این قاعده مستثنی نیست. حالا حق بدهید به من که با دیدن یک کتاب خاک گرفته لاغر در گوشه یک کتابفروشی که نه مخاطب تخصصی حوزه روابط بینالملل بلکه مخاطب عام را مخاطب هدف خود در نظر گرفته چقدر ذوقمرگ شوم. راستش را بخواهید خواندن خاطرات این دو افسر ارتش عراق یک چیز دیگر را هم برای من زنده میکرد.
روایتی که او دارد از فجایع همقطارهایش در کویت ارائه میدهد آینهای است از مشابه آنچه بر هموطنان ما در روزهای اشغال در شهرهایی مانند خرمشهر گذشته است. هرچند روایت این دو افسر تا حد زیادی محدود شده اما در بعضی سطرها و صفحات، قلم آنها هم فلاشبک میزند به جنگ ایران و عراق و مشابه آنچه در آن روزها بر ایرانیان آوردند. در چنین بزنگاههایی است که آدم متوجه میشود ما با دست خالی جلوی چه غول بیشاخ و دمی ایستاده بودیم بدون اینکه صدایی از هیچکدام از آن 72 ملتی بلند شود که در حمایت از کویت از زمین و هوا و دریا به ارتش صدام هجوم بردند و خاک کویت را از زیر چکمه نظامیان بعثی بیرون کشیدند.
محمدصادق علیزاده
روزنامهنگار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: