تولد در 18 سالگی!

سیزدهمین روز از آبان امسال ، سرانجام طرح مجلس برای تعیین تکلیف تابعیت فرزندان حاصل از ازدواج زنان ایرانی با مردان خارجی ، با وجود همه اما و اگرها به تصویب نهایی رسید و رئیس جمهور آن را به دستگاه های اجرایی ابلاغ کرد.
کد خبر: ۱۱۵۷۹۶

تصویب نهایی این طرح ، بار دیگر قصه تلخ کودکان بی هویت را بر سر زبانها انداخت و بهانه ای شد تا با دکتر بهشید ارفع نیا، استاد حقوق بین الملل خصوصی دانشگاه شهید بهشتی ، در دفتر وکالتش ملاقات کنم و از او بپرسم اصلاح قانون تابعیت تا چه حد در رفع مشکلات این قشر کارآمد بوده است. هنوز مصاحبه را آغاز نکرده بودم که عضو هیات مدیره کانون وکلا گفت: کاش طرح اصلاحی ، این گونه تصویب نمی شد!

قانون تابعیت در کشور ما بیشتر براساس نسب پدری است یا محل تولد؛

اعطای تابعیت در ایران با استناد به هر دو سیستم خون و خاک صورت می گیرد، اما سیستم خون ارجحیت دارد. در سیستم خاک ، محل تولد ملاک تابعیت است و در سیستم خون ، تابعیت فرزند براساس تابعیت پدر، مادر یا هر دوی آنها تعیین می شود که البته در کشور ما فقط نسب پدری مورد توجه قرار می گیرد. بند 2 ماده 976 می گوید: فرزند متولد از پدر ایرانی چه در ایران و چه خارج از ایران ، ایرانی است. پس می بینید که سیستم خون کاملا مطلق است. در این بند به مادر و تابعیتش اشاره ای نشده است ، چون سیستم خون از طریق مادر در ایران اجرا نمی شود و با ایرانی بودن مادر، کودکش ایرانی محسوب نخواهد شد.

سیستم خاک در کدام بندها اعمال می شود؛

بندهای 3، 4و 5ماده 976بر سیستم خاک دلالت دارند، یعنی در هر سه بند شرط اول ، تولد کودک در ایران است ؛ ولی ما سیستم خاک را هم به شکل مطلق پیاده نمی کنیم و هرکدام از این بندها شرطی دارند که کافی است با تولد بچه همراه باشد تا کودک تابعیت ایرانی بگیرد. بند 3راجع به کودکانی است که پدر و مادرشان نامعلوم هستند و از آنجا که تابعیت پدر و مادرشان مشخص نیست ، محل تولد ملاک تعیین تابعیت قرار گرفته است. این بند بیشتر جنبه حمایتی برای کودکان بی سرپرست دارد. در بند 4از کودکانی صحبت شده است که پدر و مادری خارجی دارند و در ایران متولد شده اند. شرط این است که یکی از والدین متولد ایران باشد. قانونگذار در این بند معتقد بوده که اگر 2نسل - نسل فعلی که کودک است و نسل قبلی که پدر یا مادر او بوده - در ایران متولد شوند وابستگی بین آنها و ایران پدید می آید که شرایط اعطای تابعیت را فراهم می کند و این بند تنها مورد از مواد 16گانه تابعیت است که پدر و مادر را یکسان حساب کرده است. بند 5هم اعطای تابعیت کودکان با پدر خارجی را که در ایران متولد شده باشند مشروط به یک سال اقامت در ایران پس از 18سالگی دانسته است.

در بند 4 قانونگذار، کودک متولد شده از مادر خارجی را که در ایران به دنیا آمده مستحق اعطای تابعیت ایرانی می داند. در این صورت چرا کودک متولد شده از مادر ایرانی را نمی شود شایسته تابعیت ایرانی دانست؛

این مساله از سالهای پیش مورد بحث بوده است. در سال 1353قرار شد کودکان متولد شده از مادر ایرانی که در ایران به دنیا آمده اند، در صورتی ایرانی محسوب شوند که مادرشان هم در ایران به دنیا آمده باشد. پس از انقلاب هم نظری مشابه نظریه سال 53 ارائه شد، اما هنگامی که مهاجرت افاغنه به ایران بیشتر شد و آمار ازدواج آنان با زنان ایرانی بالا رفت سازمان ثبت احوال از اجرای نظریه مشورتی وزارت دادگستری سر باز زد. چون به هر حال یک نظریه مشورتی بود و قانون به حساب نمی آمد. به این ترتیب تعداد بچه های بی شناسنامه هم هر روز بیشتر شد! اما از 2سال پیش بحث اصلاح مواد مربوط به تابعیت در مجلس مطرح شد و بالاخره نمایندگان در دوم مهر ماه امسال طرحی را ارائه کردند که براساس آن ، کودکان با پدر خارجی باید تا 18سالگی صبر کند و پس از آن در صورت رد تابعیت غیرایرانی و نداشتن سوئپیشینه کیفری و امنیتی تقاضای تابعیت ایرانی کنند.

یکی از شرایط اخذ تابعیت در بندهای اصلاحی مجلس ، ثبت ازدواج والدین براساس ماده 1060قانون مدنی و ارائه مدارک اقامتی پدر است ، در حالی که دختران در بعضی استان های مرزی از تحصیلات ابتدایی هم محروم مانده اند و طبیعی است که از قوانین مربوط به ازدواج با مرد خارجی و لزوم کسب اجازه از دولت بی خبر باشند. در ضمن بسیاری از اتباع بیگانه بخصوص افغان ها، غیرقانونی از مرز گذشته اند و مدارک اقامت ندارند. چه راهکاری برای اعطای هویت به فرزندان حاصل از این ازدواج ها در نظر گرفته شده است؛

فرزندان چنین ازدواج هایی همچنان برای کسب هویت مشکل دارند. یکی از دلایلی که می گویم کاش این طرح به تصویب نهایی نرسیده بود هم همین است. فقر، ناآگاهی از قوانین و نبود کنترل کافی بر مرزها در سالهای گذشته آمار این ازدواج ها را بالا برده است. در بسیاری از موارد حتی به محضر هم مراجعه نشده تا مسوولان لزوم کسب پروانه ازدواج را به آنها گوشزد کنند. به همین دلیل ، این ازدواج ها، شرعی ولی غیرقانونی اند. در اینجا قصد دارم موضوع مهمتری را مطرح کنم. براساس ماده 987اگر زنی با تبعه خارجی ازدواج کند، تابعیت ایرانی اش را حفظ می کند مگر این که طبق قانون کشور متبوع شوهر، تابعیت مرد به او تحمیل شود. اگر فرض کنیم بیشتر ازدواج های زنان ما با اتباع افغانی غیرقانونی بوده است ، پس از نظر قانون ازدواجی صورت نگرفته و تحمیل تابعیت هم وجود نداشته است که در این صورت زن تابعیت ایرانی اش را حفظ کرده و باید فکری به حال فرزندش کرد. از طرفی اگر هم فرض بر این باشد که این ازدواج ها قانونی بوده اند پس چرا تبعات حاصل از آنها که همان فرزندان بی هویت هستند، پذیرفته نمی شود؛! پس این ازدواج ها چه قانونی باشند و چه غیرقانونی ، دولت باید وظیفه حمایت از کودکان را بپذیرد؛ اما متاسفانه در قوانین تابعیت ما گاهی سیاست یک بام و دو هوا اعمال می شود که در آن نه این ازدواج را به رسمیت می شناسند، نه تکلیف تابعیت زنان معلوم می شود و نه تکلیف تابعیت فرزندانشان.

حتی اگر مدارک اقامتی پدر کامل باشد و ازدواج ها ثبت شده باشند، شرط دیگر هم وجود دارد که بر اساس آن برای تقاضای تابعیت باید به 18سالگی رسید. در این بند تکلیف تابعیت کودکان از بدو تولد تا 18سالگی مشخص نشده است. این بی هویتی 18ساله ، چه عواقبی در پی دارد؛

ابهام درباره سن اخذ تابعیت ، پیش از ارائه طرح اصلاحی هم وجود داشت. در بند 5ماده 976و مورد اصلاحی اش طوری صحبت شده است که انگار بچه ها 18ساله به دنیا می آیند و لازم نیست برنامه مشخصی پیش از این سن درباره تابعیتشان وجود داشته باشد. اصلی ترین مشکل افراد بی هویت در احوال شخصیه مثل ازدواج ، طلاق ، ارث و... مطرح می شود. بی هویت ها از هیچ گونه امتیازی که یک فرد انسانی می تواند از آن برخوردار باشد، بهره مند نیستند. بر اساس آمارها، درصد بالایی از کودکان کار را فرزندان حاصل از ازدواج زنان ایرانی با اتباع بیگانه تشکیل می دهند. این کودکان بیشتر از دیگران مورد بهره کشی و سوئاستفاده قرار می گیرند. بی هویتی همچنین امکان ادامه تحصیل و استفاده از امکانات بهداشتی را هم از آنها می گیرد.

برخی در توجیه این بند می گویند فرزندان با مادر ایرانی تا 18سالگی تبعه خارجی به حساب می آیند و دولت تا پیش از این سن مسوولیتی در قبال آنها ندارد.

درست نیست ، چون به خاطر نبود مدارک لازم پدر، غیر ایرانی بودنشان را نمی توان ثابت کرد.

دیگر شرایط برای اخذ تابعیت این فرزندان در بندهای اصلاحی از چه قرارند؛

2 شرط دیگر هم وجود دارند که عبارتند از رد تابعیت غیرایرانی و عدم سوئپیشینه کیفری و امنیتی.

پیش از اصلاح این بندها، صرفا عدم سوئپیشینه کیفری مطرح بود. اضافه کردن واژه امنیتی به چه معناست؛

سوئپیشینه امنیتی به معنای جرایم سیاسی است ، اما جالب اینجاست که این شرط برای یک تبعه خارجی از پدر و مادر خارجی که بخواهد ایرانی شود، وجود ندارد.

یعنی معتقدید ایرانی شدن یک خارجی راحت تر از اخذ تابعیت برای فردی با مادر ایرانی است؛

بله ، به صرف این که مادری خارجی در ایران متولد شده و فرزندش هم در ایران به دنیا آمده باشد، او را ایرانی می نامیم ؛ همچنین برای تبعه بیگانه ای که هیچکدام از این شروط درباره اش صدق نکند اخذ تابعیت چند شرط دارد که عبارتند از رسیدن به 18سالگی ، فراری نبودن از خدمت سربازی ، اقامت 5ساله در ایران ، نداشتن محکومیت به جنحه مهم یا جنایت غیرسیاسی ؛ اما وقتی مادر ایرانی باشد، شرطهای بیشتری مطرح می شود، در حالی که ایرانی بودن مادر دست کم در تابعیت مبتنی بر سیستم خاک باید امتیازی به بچه بدهد، یعنی اگر کودکی در ایران به دنیا بیاید و مادرش ایرانی باشد باید او را به عنوان یک ایرانی قبول کنیم.

اعطای تابعیت از طریق نسب مادری تا چه حد به حل مساله کودکان بی هویت کمک می کند؛

سیستم خون از طریق مادر، بهترین حالت ممکن است ، ولی بعید می دانم به این زودی در کشور ما عملی شود. برای همین بود که سیستم خاک به واسطه مادر ایرانی را پیشنهاد کردم.

البته سیستم خون از طریق مادر هم ممکن است سبب بروز آسیبهای اجتماعی تازه تری شود. برای مثال وقتی نگرانی نسبت به بی هویتی فرزندان وجود نداشته باشد، ازدواج با اتباع بیگانه بیشتر از قبل خواهد شد.

بله. این احتمال هم وجود دارد بخصوص که برخی اتباع بیگانه ، تعدد زوجین را بد نمی دانند و ایران برایشان بهشت برین است.

زمانی که مساله تابعیت از طریق نسب مادری در مجلس مطرح شد یکی از نمایندگان مخالف در مصاحبه ای گفت تابعیت دادن به فرزندان با مادر ایرانی باعث می شود عده ای از زنان و مردان فراری که در اروپا و امریکا به سر می برند، برگردند و بگویند مادرمان ایرانی بوده پس باید به ما هم شناسنامه ایرانی بدهید. چقدر با این ایده موافقید؛

این حرف کاملا ناآگاهانه است. ایرانی های زیادی هم وجود دارند که پدر و مادر یا فقط پدرشان ایرانی است و آنها هم می توانند تقاضای تابعیت ایرانی کنند، پس چرا این احتمال فقط راجع به فرزندان با مادر ایرانی مطرح شده است؛!

گذشته از مساله فرزندان بی هویت که با طرح اصلاحی مجلس هم مشکلاتشان همچنان حل نشده باقی مانده ، فکر می کنید اصلاح کدام بخش از قانون تابعیت باید در اولویت قرار گیرد؛

بند یک ماده 976در حال حاضر بسیار خطرناک است و من بارها گفته ام اگر یک تبعه بیگانه بودم براحتی می توانستم با استناد به این بند ثابت کنم که ایرانی هستم! بند یک می گوید: کلیه ساکنان ایران ، ایرانی محسوب می شوند به استثنای افرادی که تبعیت خارجی آنها مسلم باشد و تبعیت خارجی کسانی مسلم است که مدارک تابعیت آنان مورد اعتراض دولت ایران نیست. پس اگر تبعه خارجی مدارک تابعیت نداشته باشد و ساکن ایران باشد، می تواند براحتی ادعای ایرانی بودن کند و با وجود مهاجران غیرقانونی فراوان در کشورمان که مدارک اقامتی درستی ندارند واضح است که باید هر چه زودتر برای حذف این بند اقدام کرد.


مریم یوشی زاده
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها