در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
حالا هم این طرحهای جدید که قرار است مخاطب شلوغ و عجول شهری، آن هم در شهری مثل تهران را بفرستند پی گفتوگو و همصحبتی و همزبانی با دیگر اعضای خانواده و محله و شهر. در مثبت بودن این هدف تردیدی نیست اما مشکل آنجاست حاشیه وقتی ظهور میکند که کمیت یک جای کار بلنگد. در مورد این بیلبوردها هم اگر حاشیه درست شده پس یک جای کار حتما میلنگیده وگرنه کسی وقت اضافه ندارد برای خودش و دیگران سوژه بتراشد.
اگر از خبرنگاران فرهنگی بپرسید مشکل کجای کار است خیلیهامان جواب میدهیم نامناسب بودن فرم و محتوا. در یک طرح فرهنگی-هنری به ویژه اگر بخواهد بار تبلیغاتی موفقی هم نداشته باشد، همانقدر که محتوا و مضمون مهم است و کانون اصلی طرح تلقی میشود، فرم پیادهسازی آن در قالب گرافیک، نقاشی یا تصویر رئال هم مهم میشود.
مهم نیست شما چه فرمی را برای اجرای ایده خود انتخاب میکنید اما مهم است که آن قدر روی فرم اثرتان وقت گذاشته باشید که مخاطب با دیدن یا خواندن آن احساس نکند که با یک اثر دم دستی یا تصنعی مواجه شده.
اینجا دقیقا نقطه و محل شکست این طرحهاست چرا که اصل برقراری ارتباط و جدی گرفتن پیام از سمت مخاطب نادیده گرفته شده و زیر سوال میرود. مخاطب، طرح را اثری نمیبیند که او را به تامل و تدبر دعوت کند چرا که او اصلا آن را جدی نگرفته و با آن ارتباط برقرار نکرده است. اینجاست که به هجو، تمسخر یا استهزا روی میآورد یا اگر خیلی مبادی آداب باشد با نگاه انتقادی به آن برخورد کرده.
رسوب این واکنش در رسانهها و افکار عمومی تبدیل میشود به چیزی که این روزها به اسم حاشیه میشناسیم. بیلبوردهای این روزهای پایتخت هرچند ایده خوبی دارند ولی واکنشهایی که به آنها شده حاکی از آن است که پیامی که طراحانش برای آن در نظر گرفتهاند چندان جدی گرفته نشده.
انگار که مجریان طرح از ذوق محتوا، چشمشان را بر فرم کار بستهاند.برای بررسی این موضوع سراغ یکی از مسئولان سازمان زیباسازی شهری رفتیم. گفتوگوی همکارانم در گروه فرهنگی با سیدمجتبی موسوی را بخوانید.
محمدصادق علیزاده
روزنامه نگار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: