یک نویسنده و منتقد ادبیات کودک تاثیر ناشران آموزشی را بر کتاب کودک بررسی کرده است

رحمت یا زحمت؟

در یادداشتی که هفته گذشته در همین روز و همین صفحه منتشر شد به حضور پررنگ و قدرت گرفتن ناشران کمک‌آموزشی در حوزه کتاب کودک و نوجوان اشاره کرده بودم و گفته بودم که این مساله با پیامدهایی مثبت و منفی همراه است. در این یادداشت می‌کوشم کمی این مساله را باز کنم. ناشران آموزشی حدود 20 درصد عناوین و حدود 35 درصد شمارگان نشر ایران را به خود اختصاص می‌دهند. آنها تنها ناشرانی هستند که از نظر مالی توانایی استفاده از تیزرهای تلویزیونی و ماهواره‌ای و بیلبوردهای شهری را دارند.
کد خبر: ۱۱۵۷۲۳۰

انتشارات مدرسه، انتشارات فاطمی و مبتکران از سالها قبل در کنار کتابهای آموزشی به انتشار کتاب کودک نیز میپرداختند. اما در چند سال اخیر کانون فرهنگی آموزش (قلمچی)، گاج (زنبور)، کتابهای خیلی سبز (پرتغال)، الگو (هوپا)، انتشارات فنی ایران (نردبان) و... هم به شکل جدی وارد عرصه کتاب کودک و نوجوان شدهاند.

میزان سرمایه و تولید کتاب در برخی این ناشران بسیار است و توانستهاند سهم عمدهای از بازار را به دست بگیرند. در نمایشگاه بینالمللی گذشته نیز عملا شلوغترین و پرمخاطبترین غرفههای کتاب کودک مربوط به بعضی از این ناشران بود.

زحمت همسایگی

سرمایه و قابلیتی که ناشران آموزشی به نشر کتاب کودک وارد کردهاند، اتفاقی خوشایند است اما از چند منظر نیز محل نگرانی جدی محسوب میشود؛ مثلا نگاه و صبغه بازاری و اقتصادی همواره در ناشران کمکآموزشی بیش از ناشران کودک بوده و پیشتازی ایشان عملا به معنای کاهش کیفیت و ارزشهای ادبی، زیباشناختی و فرهنگی آثار خواهد بود. این مدعا بروشنی با نگاهی به کتابهای این ناشران تصدیق خواهد شد. از سویی دیگر این ناشران میکوشند مدیریت تشکلهای صنفی حوزه کودک (انجمن فرهنگی ناشران کودک و نوجوان) و ناشران عمومی (اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران) را هم به دست بگیرند. این سهمخواهی و رقابت در ماجرای انتخاب مدیریت اجرایی نمایشگاه توسط تشکلهای نشر در نمایشگاه بینالمللی کتاب امسال مشهود بود. در نمایشگاه امسال شاهد رقابتهای ناسالم و غیرحرفهای تشکلها در سهمخواهی از نمایشگاه بودیم و وزارت ارشاد هم نتوانست بخوبی نقش مدیریت کلان و بالادستی خود را ایفا کند. نتیجه این امر هم هر چه بیشتر به حاشیه رانده شدن کتاب کودک و چند پاره شدن غرفههایش بود. پیشتازی و رهبری ناشران کمک آموزشی در تشکلهای فراگیر نشر ممکن است به صنعت نشر ایران تماماً رنگ و بوی تجاری و کمکآموزشی بدهند. هدف این ناشران از حضور در بخش کتاب کودک، عملا تبلیغ و ترویج کسب و کار اصلی خود یعنی فروش حلالمسائلها و کتابهای تست و کلاسهای تقویتی است.

بیشتر ناشران آموزشی معمولاً اعتقادی به حضور کارشناسان ادبیات کودک برای تولید و نشرکتاب کودک ندارند و بدون به کارگیری نیروهای متخصص به چاپ کتابهای ضعیف، با فرهنگ غربی و بازاری میپردازند و به مرور سلیقه مخاطبان را نازل و سطحی میسازند.

نکته دیگر تمرکز اکثر این ناشران بر کتابهای ترجمه است که عواقب ناخوشایند فرهنگی و حرفهای فراوانی را بهدنبال خواهد داشت. مشکلات اقتصادی در سالهای اخیر سبب شده است که هر روز ناشران کوچک و متوسط بیشتری تصمیم بگیرند به جای هزینه کردن برای تألیف و تصویرسازی، به انتشار کتابهای ترجمه (بعضاً دمدستی) توسط مترجمان (بعضاً غیرحرفهای) بپردازند. اما با تمرکز ناشران بزرگ و قدرتمند آموزشی بر کتابهای ترجمه کودک و نوجوان این مساله کم و بیش رنگ بحران به خود گرفته و لازم است به شکلی مدیریت شود. ناشران آموزشی در زمینه مجلات کودک و نوجوان هم ورود و رویکرد مشابهی داشتهاند. در چند سال اخیر برخی مجلات مانند تیزهوش، کانگورو، نیمکت، نارنگی، و .... به ناشران آموزشی وابسته بودهاند. حضور پر قدرت این ناشران انحصار و غلبه ناشران بزرگ سنتی این حوزه را با تهدید روبهرو کرده است.

حالا پرسش این است که در موقعیت پیشآمده چه باید کرد؟ آیا حضور این ناشران تنها یک تهدید است و نمیتوان آن را به یک فرصت تبدیل کرد؟

نعمت همسایگی

حضور این ناشران میتواند فرصتی بزرگ برای ادبیات کودک باشد. در شرایطی که اوضاع نشر خوب نیست، سرمایه کلانی برای نشر کتاب کودک و نوجوان فراهم شده است. انحصار چند ناشری که به دلیل حمایتهای چشمگیر دولتی در دهه 60 و 70 به غولهای رقابتناپذیر این عرصه تبدیل شدهاند، شکسته میشود و راه برای سلایق و نامهای جدید باز میشود.

اما سیاستگذاران و دلسوزان فرهنگی باید این ناشران را متقاعد و مجاب کنند به جای تمرکز بر سودهای سریع و موقت به سرمایهگذاری کلان در این عرصه بپردازند. ناشران آموزشی میتواند و ای کاش که کارشناسانی خبره و متکثر از میان سلایق گوناگون این عرصه و از میان نسلهای مختلف قدیم و جدید برگزینند. به مجموعههای فاخر و چند جلدی تالیف بیندیشند. خلأهای کتاب کودک را شناسایی و در جهت رفع آن بکوشند. به استعدادیابی و آموزش جوانان بپردازند. با انتشار مجلات کاغذی و مجازی در تبلیغ و اشاعه کتابخوانی اهتمام ورزند. به راههای ترویج نقد و مسائل نظری ادبیات کودک فکر کنند. از کتابفروشیها و کتابخانههای تخصصی کودک و نوجوان حمایت کنند و .....

گام اول شاید برپایی چند نشست و میزگرد باشد که تا هم نویسندگان و هم ناشران کتاب کودک حرفهایشان را با این همسایههای جدید و پر قدرتشان در میان بگذارند.

علی کاشفیخوانساری

منتقد و نویسنده ادبیات کودک

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها