در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مردی را دیدم، زن باردارش را که بشدت زخمی شده بود به پشتش گرفته و سعی میکرد از میان جمعیت بیرون بکشد. با هجوم شرطهها جمعیت روی هم افتاده بودند و هر کسی که زمین میافتاد زیر فشار جمعیت جان میداد. خانم بارداری با صورت زخمی روی زمین افتاده بود و سه نفر تلاش میکردند او را از زیر جمعیت بیرون بکشند. ضجههای مرد جوانی را دیدم که همسر جوانش به شهادت رسیده بود. فشردگی جمعیت به اندازهای بود که برخی روی سر دیگران راه میرفتند. من هم مجروح شده بودم اما با این حال چند فریم عکس گرفتم و دوربین عکاسی را میان چفیهای خونین قرار دادم.
حفظ عکسها و نجات آنها اولویت اصلی بود. شرطهها و نیروهای امنیتی عربستان هرکسی را که تلاش میکرد عکسی از این کشتار بگیرد دستگیر میکردند؛ بلافاصله دوربین را مخفی کردم و با رفتن به میان گروهی از بانوان سعی کردم تا خودم را مخفی کنم. دائما به پشت نگاه میکردم و هرلحظه احتمال میدادم دستگیر بشوم. تصاویر بسیار تلخی را دیدم. آنها برخی از پیکرهای شهدا را داخل سطلهای زباله میانداختند و به زن و مرد و پیر و جوان رحم نمیکردند. به سختی خودم را به بعثه رساندم و مسئولان بعثه نیز مرا به زیرزمین هدایت کردند. لحظات بسیار تکاندهندهای بود. پیکرهای بسیاری از شهدای ایرانی که کفن شده بودند در زیرزمین بعثه قرار داشتند. چند فریم از آنجا عکس گرفتم و سپس به بیمارستان رفتم و به سختی و مخفیانه چند فریم از مجروحان عکاسی کردم. پس از آن، قطعات دوربین را از هم جدا کردم و آنها را در چند ساک مخفی کردم و خوشبختانه توانستم نگاتیوها و دوربین را به ایران بازگردانم. وقتی در خبرگزاری عکسها چاپ شد همه از شدت ناراحتی اشک میریختند.
علی فریدونی
عکاس
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: