مقطع حساس‌کنونی

حکایت گزینه یک و گزینه 2

پسری با اخلاق و نیک‌سیرت و دارای محاسن منظم و کمالات بسیار که مع‌الاسف دچار فقر مالی بود، به خواستگاری دختری رفت. پدر دختر وقتی از میزان نقدینگی و اوضاع مالی او باخبر شد، به پسر گفت: تو فقیری و دختر من تحمل سختی و مشقت را ندارد. من به تو دختر نمی‌دهم. پسر دست از پا درازتر به خانه بازگشت.
کد خبر: ۱۱۵۶۵۰۸

چندی بعد پسری بدکردار و زشتخو و معتاد به دخانیات و بدتر از دخانیات اما پولدار به خواستگاری همان دختر رفت. پدر دختر وقتی از مفاسد اخلاقی و اوضاع شخصیتی او باخبر شد، به دختر خود گفت: انشاءا... زن میگیرد آدم میشود و خدا هدایتش میکند. بیا زن همین شو.

در این لحظه دختر به اذن خدا به سخن آمد و گفت: ای پدر، حرمتت واجب. اما به نظر تو آیا خدایی که انشاءا... هدایت میکند با خدایی که روزی میرساند تفاوت دارد؟ پدر گفت: نه. دختر گفت: پس چرا مرا به پسر اولی ندادی و به پسر دومی دادی؟

پدر گفت: دخترم، اوضاع اقتصادی نابسامان است. ترامپ زیر برجام زده، حباب سکه بزرگ شده، نرخ دلار به هوا رفته، قیمت کالاهای اساسی از 30 تا صد درصد افزایش یافته. نرخ مسکن و اجارهبها را هم که دیگر نگویم. با اینحال تو ترجیح میدهی با یک انسان خوب زیر یک سقف نمور اجارهای زندگی کنی، یا با این انسان بد در بالای شهر؟

دختر گفت: گزینه یک.

پدر گفت: بترک.

و هردو خندیدند و تا آخر عمر همینطور پدر و دختری در کنار هم به زندگی ادامه دادند.

امید مهدینژاد

طنزنویس

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها