صدام حسین که خود را قهرمان اعراب می دانست ، ارتش خود را به سوی همسایه غربی خود یعنی ایران گسیل داشت تا سرزمین ایران را در گذار از طاغوت به اسلام تحت اختیار خود قرار دهد. جنگ صدام علیه ایران که 8سال به طول انجامید، جان صدها نفر را گرفت.
امریکایی ها در طول جنگ بارها از عملکرد صدام حمایت کردند و کارنامه حقوق بشری حکومت وی را نادیده گرفتند و در مقابل فجایعی مانند بمباران شیمیایی حلبچه سکوت کردند. پس از پایان جنگ ، صدام حسین تلاش جدی را برای حفظ استیلای خود در منطقه به کار گرفت و با بهره گیری از کارشناسان خود توانست به تولید موشکهای دوربرد و سلاحهای میکروبی دست یابد. صدام حسین که اقتصاد کشور عراق را بسیار ناکارآمد می دید و پس از متهم کردن کویت به پایین آوردن قیمتهای نفت به این کشور حمله و آن را بخشی از خاک عراق اعلام کرد. امریکا که تامین انرژی خود از کویت را در خطر می دید، با حضور نظامی در کویت ، ارتش عراق را از این کشور بیرون راند. امریکا در خلال این تقابل توانست تمام تاسیسات زیربنایی عراق را نابود کند و تبعات فاجعه باری برای این کشور رقم بزند.
در چنین شرایطی ، عراق با هدف تحریک اسرائیل و دامن زدن به یک جنگ منطقه ای بزرگتر، به حمله موشکی به تل آویو و ریاض دست زد. پس از حمله صدام به کویت ، سازمان ملل عراق را وادار کرد تمامی سلاحهای کشتار جمعی خود را نابود کند که در واقع نشان دهنده ادامه سرافکندگی صدام پس از حمله به کویت بود. سرکوب شیعیان در جنوب و کردها در شمال از سوی صدام باعث شد نیروهای غربی یک منطقه پرواز ممنوع در جنوب و یک منطقه حفاظت شده در شمال را مورد تاکید قرار دهند. مانع تراشی توافقی صدام در کار بازرسان تسلیحاتی سازمان ملل متحد به حملات هوایی مشترک امریکا و انگلیس علیه اهدافی در عراق در سال 1998منجر شد.
تحریم های بین المللی پس از جنگ خلیج فارس به قوت خود باقی بود و فروش نفت تنها در برابر تامین غذا در عراق امکان پذیر بود. پیروزی جورج بوش در انتخابات ریاست جمهوری امریکا، فشارها را بر صدام حسین افزایش داد.
واشنگتن در آن زمان علنا از تغییر رژیم در عراق صحبت می کرد و به دنبال حملات 11سپتامبر، عراق را یک کشور یاغی خواند. بازرسان تسلیحاتی که سال 1998عراق را ترک کرده بودند، نوامبر سال 2002به عراق بازگشتند. امریکا و انگلیس مدعی شدند که عراق دارای سلاحهای کشتار جمعی است اما از ارائه مشخصات مراکز موجود این سلاحها خودداری کردند. سرانجام نیروهای ائتلاف به رهبری امریکا در مارس 2003، به رغم تصویب نشدن قطعنامه در شورای امنیت مبنی بر توسل به اقدام نظامی علیه عراق ، به این کشور حمله ور شدند و حکومت صدام با پایان خشونت بار صحنه را ترک کرد و رهبر عراق ناپدید شد؛ اما مدت زمان پنهان شدن صدام چندان طولانی نشد و دیکتاتور در همان شهری که متولد شده بود به دام افتاد. با دستگیری صدام ، محاکمه صدام به دلیل عملکردهای ضد بشری اش مورد توجه قرار گرفت و بالاخره در پی چندین جلسه دادگاه به مجازات اعدام محکوم شد.
| کودکی و شستشوی مغزی صدام حسین همانند بچه ای سرراهی و بی پناه بار آمد. او همبازی نداشت و بچه های همسایه این پسربچه فقیر و یتیم را تحقیر و مسخره می کردند. صدام از این حقارت یک نکته آموخت ؛ در زندگی هرگز نباید ضعیف بود. خانواده مادر، کمترین مهربانی و عطوفت را از این پسرک دریغ می کردند و حتی برای کسب روزی او را تحت فشار می گذاشتند. ناپدری او را به زور به شبانی می فرستاد و پدربزرگ نیز او را وامی داشت در ایستگاه قطار تکریت ، هندوانه بفروشد.
صدام حسین در همان کودکی به قهرمان قومش فکر می کرد ؛ به صلاح الدین که با فتوحات بی شمارش پوزه دشمنان را به خاک می مالید و امت عرب را متحد می کرد. صدام 10 ساله بود که از تکریت به بغداد رفت و در آنجا با دایی خود که یک افسر اخراجی بود، زندگی کرد. برخی معتقدند که خیرالله طلفاح ، دایی صدام پدر معنوی او بوده است. دایی صدام که به خاطر گرایش های ناسیونالیستی افراطی از ارتش رانده شده بود، مغز این بچه خیابان را با افکار ناسیونالیستی شستشو داد و به او آموخت که نژاد عرب از هر قومی بالاتر است. |