در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اگر به آثار موفقی که در این حوزه ساخته شدهاند نگاهی بیندازیم، میبینیم که فیلمنامه نقشی حیاتی در موفقیت آنها داشته است. اگر در گذشته آثار «بداهه» میتوانستند مخاطب را با خود همراه کنند و گروهی از بازیگران براساس همین «بداهه» نیز پیش میرفتند و دیالوگها و حرکات مختص به خودشان را به اثر وارد میکردند و در مواردی جواب هم میگرفتند اما در حال حاضر با عوضشدن سلیقه مخاطب و وجود رقیب در رسانههای مختلف، دیگر نمیتوان به همان روال ادامه داد. البته که باید نقش یک فیلمنامه پویا و خلاق و نو را برای رسیدن به یک محصول خوب و موفق بسیار بیش از اینها جدی گرفت.
اگر به آثار طنز موفق چهار دهه گذشته تلویزیون نگاه کنیم متوجه میشویم که معمولا این آثار محصول کار نویسنده یا نویسندگانی است که میدانستند دقیقا از «طنز تلویزیونی» چه میخواهند و با پیاده کردن جزءبهجزء تجربیاتشان توانستهاند آثار قابلی را برای ارائه به مخاطب تدارک ببینند.
آثار موفق طنز تلویزیونی معمولا در چارچوب زمان محصور نمیمانند و حتی دیدن چند باره آنها، از طراوتشان نمیکاهد. نویسندگانی که در این آثار حضور داشتهاند تلاش کردهاند نگاهشان متفاوت از بقیه آثاری باشد که در این حوزه ساخته شدهاند. همین تفاوت دیدگاه باعث شده شاهد شخصیتها، داستانها و حتی دیالوگهای متفاوتی باشیم که در آثار دیگر کمتر دیدهایم. موفقیت و مانایی یک اثر طنز محصول نگاه به همین جزئیات است که معمولا از متن فیلمنامه نشأت میگیرد. هر چه متن فیلمنامه به روزتر و حاوی شوخیهای جذابتر و بکرتری باشد به همان اندازه هم میتوان امیدوار بود که چنین ویژگیای را در محصول نهایی ببینیم.
نوشتن یک فیلمنامه خوب طنز، محصول نگاه دقیق نویسنده به پیرامونش است و اینکه تا چه اندازه به آثار طنز مکتوب و تصویری آشنایی دارد. فرق نمیکند یک اثر در چه بازه زمانی روایت میشود. اگر نویسنده به کارش آشنایی داشته باشد و روحیه مخاطبانش را بشناسد حتی اگر داستان مربوط به گذشتههای دور باشد باز هم میتواند خنده و شوخی را از بین رفتار و گفتار آدمهای داستان بیرون بکشد و آنها را به نمایش بگذارد.
نمونه خوب و دمدست آن هم سریال «روزی روزگاری» است که هنوز بعد از گذشت این همه سال از ساخته شدنش، قدرت شگرفی در میخکوب کردن تماشاگر دارد. اثری که موفقیت آن را بیش از هر چیز باید مدیون فیلمنامه خوب و جذابش دانست و اینکه خود فیلمنامه این اثر به لحاظ نگارشی از الگوهای موفق طنز محسوب میشود.
مجموعه پاورچین هم الگوی مناسبی برای نگارش فیلمنامههای طنزی است که در سالهای گذشته نوشته شدهاند. فیلمنامه این مجموعه و نیز شخصیتپردازی در این اثر آنقدر منسجم است که هنوز میتوان به آن رجوع کرد و لذت برد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: