در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مثال زدن از این آدمها آن هم در جغرافیایی به نام ایران، کار خیلی سختی نیست. حداقلش اینکه تاریخ جنگ نشان داده مردان باید چند مرده حلاج باشند تا درد زایمان عصر و تاریخ را تحمل کنند و آن را از گردنههای سهمگین به سلامت بگذرانند.
مردان و زنانی از این جنس هیچ وقت توی چشم نیستند.
آنها سرشان را پایین انداختهاند و کاری را که احساس میکنند وظیفه و تکلیف است، انجام میدهند بدون آنکه شهوت نام و نان داشته باشند. روحیهای که در عالم بیرون از آن به ایثار و جهاد تعبیر میکنیم.
کار وقتی این شکلی شد دیگر با قواعد معمولی بشری سنجیده نمیشود، چرا که نیروی پشت آن یک نیروی عادی بشری
نیست؛ نیرویی است که از منبع تکلیف، قدرت میگیرد نه قواعد و چارچوبهای معمولی و اداری... و تمام سالهای جنگ اینگونه مدیریت شده بود.
چه خوب گفته بود حسن باقری خطاب به بعضیهایی که بریده بودند: «هر کی خستهاس ول کنه بره!»
کاری که در روزها و هفتههای گذشته در خوزستان و در قالب طرح آبرسانی غدیر به سرانجام رسید چیزی از همین سنخ
است.
مردانی که زیر تابش بیرحمانه خورشید پنجه در پنجه آهن انداختند تا گرهی از کار هموطنانشان باز کنند که صد کیلومتر پایینتر چشم امیدشان بعد از توکل به خدا به دستان این مردان بود. دستانی که اگر اراده کنند، میتوانند معجزه هم بیافرینند و آفریدند.
هر قدر سبک و سنگین کردیم که جای گزارش این مردان در کدام صفحات روزنامه باشد، دیدیم زیر هیچ عنوانی جز ایثار و پایداری، حق مطلب را ادا نمیکند. همین هم شد که آمد در صفحات فرهنگی.
در صفحات 8 و 9 امروز جامجم روایت مردانی را بخوانید که خسته نشدند و کار را رها نکردند.
آنها دست به کنده زانوی خودشان زده و یاعلی گفته و آمده بودند که کار را تمام کنند و همین طور هم شد.
جز به خدا و تلاش و پشتکار خودشان، چشم امید به جایی و کسی ندوخته بودند.
خدا هم خوب با آنها معامله کرد که در کتاب خود فرموده: إِن تَنصُرُوا ا... ینصُرکُم وَیثَبِّت أَقدامَکُم...(محمد، 7)
محمدصادق علیزاده - روزنامهنگار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: