در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
انگار نه انگار نام امسال «حمایت از کالای ایرانی» است.
انگار نه انگار اشتغال، قیمت کالاها و خیلی از مسائل اساسی زندگی مردم ما با همین نرخ ارز گره خورده است. درست یا غلط ولی واقعیت این است که دلار نقش تعیینکنندهای پیدا کرده و هر جای این مملکت و هر کسی در هر پست و مقامی یا حتی بخش خصوصی که اتفاقا نقش بسیار پررنگی دارد، به هر مقداری میتواند در این چرخه مهم باشد.
حالا میان این دعوای دلاری یک جای شاید به ظاهر کوچک اما بسیار استراتژیک و دارای سهم مهمی از حوزه اقتصاد و فرهنگ برای دومین سال متوالی برنامهای را اجرا میکند با نام TGC یا همان «همایش تجاری بازیهای رایانهای.»
بنیاد ملی بازیهای رایانهای در این گردهمایی تعداد قابل توجهی از استادان و ناشران بینالمللی و موثر بازیهای دیجیتالی را از سراسر دنیا جمع کرده تا طبق هدف اعلامی خود، بازیهای ایرانی را جهانی کند. بازیهایی که مصرف سرانه آن در کشور دو برابر مصرف سرانه مطالعه کتاب است البته نه بازیهای ایرانی بلکه این بازیهای خارجی هستند که سهم 86 درصدی از بازار 395 میلیارد تومانی ایران را از آن خود کردهاند. البته مصرف بازیهای ایرانی از سال 94 تاکنون 11درصد رشد داشته اما دلیل این سهم عظیم بازیهای خارجی در میان جوانان ایرانی چیست؟
باید قبول کرد کیفیت در بیشتر مواقع حرف اول را میزند و قبول داریم در بسیاری از موارد کیفیت بازیهای دیجیتالی (این محصول بشدت تأثیرگذار در فرهنگ و روان کودکان و نوجوانان) که در کشورهای توسعه یافته در این زمینه تولید میشوند بالاست اما در همه محصولات نمیتوان این را عامل مهم دانست.
موضوع مهمی را که میخواهم بیان کنم با مثالی مطرح میکنم که برای همگان ملموس است؛ همه میدانیم کیفیت رمانهای انگلیسی، روسی و فرانسوی در بسیاری از موارد بالاتر از رمانهای ایرانی است و همه شاهدیم کمتر از یک هزارم درصد ایرانیها این کتابها را به زبان اصلی مطالعه میکنند. چه زمانی این کتابها سهم بسیار بالایی از بازار نشر را به خود اختصاص میدهند؟ زمانی که یک ناشر تصمیم میگیرد آن کتاب را در بازار ایران نشر دهد و طبیعتا ابتدا به یک مترجم سفارش ترجمه میدهد، با کیفیت و قیمت مناسب آن را چاپ میکند و به شکل گسترده در بازار ایران توزیع میکند و چون تا همینجا سرمایه قابل توجهی را به این کتاب خارجی اختصاص داده لذا حاضر است هزینه تبلیغات یا هر چیز دیگری را بدهد تا کتاب ترجمه شده در بازار ایران پرفروش شود و سرمایه خود با سودش را بازگرداند. در نتیجه سهم بیشتری از بازار نشر را به خود اختصاص میدهد و عاقبت اینکه نویسنده ایرانی سهم کمتری از بازار نشر ایران میبرد.
فکر کنم نیاز به توضیح بیشتری نیست که قصه بازیهای دیجیتالی هم عینا شبیه همین قصه پرغصه کتاب است. وقتی بنیاد ملی بازیهای رایانهای بازار را مهیا کند برای ناشرانی که صرفا در واردات بازی فعال هستند، نتیجه این میشود که سهم بازیسازان ایرانی از بازار ایران کمتر خواهد شد. حالا رویدادی با نام TGC که در دور اول خود با انتقاداتی روبهرو بود و برخی انتقاد داشتند که این بنیاد با پول دولت فضا را برای ورود بیشتر بازیهای دیجیتالی خارجی تسهیل کرده است، امسال تصمیم قابل تقدیری گرفته و در سایت خود نیز منتشر کرده است که از ورود شرکتهای ایرانی که صرفا برای واردات بازی میخواهند در این رویداد شرکت کنند، ممانعت به عمل میآورد و در این آشفته بازار اقتصادی، خبر خوب فرهنگی - اقتصادی داده و این کارت قرمزی است به همانهایی که به فکر فرهنگ و اقتصاد ایرانی نیستند. شاید لازم باشد تا بنیاد ملی بازیهای رایانهای این نوع تصمیمات را نه فقط در یک رویداد بلکه در همه برنامههای خود جاری کند و از فعالیت بیرویه برخی شرکتها مانند همان جایی که بیشتر برنامههای تلفن همراهمان را دانلود میکنیم، جلوگیری کند و کارت قرمز خود را برای حمایت بیشتر از بازیسازان ایرانی به آنها نشان دهد.
هادی کافی
فعال فرهنگی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: