در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
حالا خوزستان، خرمشهر، آبادان، رامهرمز، دشتآزادگان و... درد آب دارند، جنگ آب. چند روز آب شور خلیج فارس را راهی لولههای آبشان کردند چون نمیدانم خط لوله انتقال آب غدیر چرا سر راه عبورش از هویزه به خرمشهر و آبادان شکسته بود. آبیکه از لولهها میآمد شده بود گِل، گل ِشور، موها را که با آن میشستند عین چوب میشد، خشک ِ خشک. شده بود مثل روزهای شروع جنگ. صدام زیرساختها را زده بود، مردم مانده بودند دست خالی، چشمشان به دروازههای شهر بود که کی نیروهای کمکی میرسند. مردم هر روزشان را با شایعه آمدن نیروهای کمکی شب میکردند ولی صبح که میشد، فقط خودشان بودند و خدا. مهمات جیرهبندی بود و هرکسی اندازه جیرهاش شلیک میکرد، مثل آب که برای خوزستان، برای خرمشهر و آبادان قطره چکانی میآید.
60، 70 سال میشود که آب خرمشهریها را کارون میدهد، اما از وقتی خشکسالی گریبان خوزستان را گرفت و منحنی بارشها تا 50 درصد سقوط کرد، جیره آب مردم خرمشهر و آبادان هم تحلیل رفت. همین روزهایی که گذشت شوری آب شد12هزارمیکروموس برمترمکعب، مترادف فاجعه، حتی آب شیرین کنها حریف نشدند و کم آوردند، کامشان شور شد بدجور. آنهایی که وضعشان خوب بود درخانه آب معدنی انبارکردند و آنهایی که دست به دهان بودند تشنه ماندند، مثل همان روزهای آغاز جنگ که بیماشینها ازخرمشهر تا آبادان و شادگان و اهواز پیاده رفتند و عدهای خسته و کوفته درجادهها تلف شدند.
از کرخه تا خرمشهر
سالهاست به این مردم قول دادهاند یک خط آب شیرین، از سد کرخه میرسانند به خرمشهر و آبادان و شادگان ولی سالها پشت هم آمد و رفت، دولتها مستقر شدند و خداحافظی کردند ولی این خط لوله آب حتی استارتش هم زده نشد. خرمشهریها که دبههای کوچک و بزرگشان را بالای سر بردند، فریاد زدند، مقابل مسجد و دفتر امام جمعه تجمع کردند و تشنگیشان را فریاد زدند علتش همین بود. یک لیوان آب شور بگذارید جلویتان، زیر نور مستقیم خورشید بنشینید، چند قلپ از آن آب بنوشید و کمی خاک بر سر و حلق کنید تا همدرد معترضان شوید.
خدا را شکر دیروز وزیرکشور گواهی داد که اعتراض خرمشهریها به آب اصلا سازمان یافته و امنیتی نبوده و این عناصر غیرمردمی بودند که سعی کردند با تیراندازی و تحریک احساسات، اعتراض صادقانه مردم را به خشونت بکشند. خدا را شکر در تیراندازیها کسی کشته نشده هرچند حالا یک نفر مجروح بستری است. مثل ماهی بیرون افتاده از تُنگ، این مردم فقط آب میخواهند، تکمیل هرچه زودترخط لوله غدیر را، آب شیرین و دائمی را؛ الحق که مطالبهشان به حق است، مثل مردم رامهرمز که بدا به حالشان که20 ساعت آبشان قطع بود و تشنگی کشاندشان لب چشمه و آب ِخامی که نوشیدند گوارششان را به هم ریخت. حدود 210 مسموم شده رامهرمزی حالا میبرندمان به شروع جنگ، به آغاز درگیریها در گمرک خرمشهر و دیزل آباد، کنار پیرزنها و پیرمردهایی که نای رفتن نداشتند و مانده بودند زیر آتش خصم. حلیمه مانده بود توی خانه، به خودش میپیچید و ضجه میزد. امدادگران که رسیدند بالای سرش، او داشت در خون خود میغلتید. جنگ خیلی چیزها را از این مردم گرفت، بدتر از همه خاطرههایشان را.
30 سال بعد از جنگ
گذشته این مردم زیر رگبار گلولهها و بمبارانها شخم خورد، کارون و اروندشان هم زخمی شد. خوزستانیها اما 30 سال پس از پایان جنگ هنوز وعده میشنوند. دیروز که خط لوله شکسته آب را بعد از چهار روز تقلا جوش دادند و آب دوباره توی لولهها آمد، سختی آب رسید به عدد 5000، بازهم بدتر از آنی که باید باشد. ولی استاندار قول داد این مشکل تا 15 تیر حل شود، تا چهار روز دیگر. ساخت سد خاکی مارد هم جزو وعدههاست، این سد قرار است جلوی ورود آب شور خیلج فارس دوست داشتنی را به آبادان و خرمشهر بگیرد و نگذارد نخلستانهای سربلندش خشک شوند البته اگر همه روی حرفشان بمانند. نماینده مردم خرمشهر نطقی آتشین دارد، میگوید تاریخ به یادآور رودخانه خروشان کارون که جولانگاه اقیانوس پیماهای غول پیکر بود، به یادآور نخلهای سر به فلک کشیده خرمشهر را که سبزی و خرمی ایران بود، شهری که داشتههایش را با نداشتههای کشور تقسیم کرد و خود در دو راهی نداشتهها و معضلات غوطه خورد. ساعت 11 صبح بود، سوم خرداد. قوای ایران وعراق در شمال نهر خین گلاویز بودند. دشمن میخواست حلقه محاصره خرمشهر را بشکند... 12 ظهر بود، رزمندگان از شمال و شرق وارد شهر شدند و ریختند بر سر بعثیها، دشمن فرار کرد یا اسیر شد. دو ساعت بعد، خرمشهر آزاد شد و پرچم سه رنگ و خوشرنگ وطن نشست بالای گنبد مسجد؛ مهجوری خرمشهر بعد از 578 روز تمام شد. شهر آزاد شد ولی آباد نه، حق با مردم خرمشهر است، حق با آبادانیهاست، کمکاریها کم نیست، سوءمدیریتها انبوه است، فریادی اگر زده میشود از روی درد است، از سوز سینه است، حق باشماست، شما بچههای خوزستان.
مریم خباز
گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: