هوبره بهخاطر نوع دفاع خود در برابر پرندگان شکاری همانند شاهین، به مرغ بمبانداز معروف است، زیرا وقتی شاهین از پشت به او نزدیک میشود ناگهان به سمت بالا تغییر ارتفاع می دهد و از مقعد خود خمیر رقیق چسبناکی به سمت شاهین میافشاند که در صورت ریختن روی بالهایش، به هم چسبیده و شاهین سقوط میکند. به همین منظور شکار هوبره توسط شاهین و جدال این دو پرنده برای مغلوب کردن یکدیگر، به تفریح بسیاری از ساکنان متمول کشورهای عربی حوزه خلیجفارس تبدیل شده است.
متاسفانه برای سالیان متمادی بخشهایی از کشور ایران نیز به مکانی برای خوشگذرانی شیوخ عربی تبدیل شده بود که از شکار گونههای مختلف حیات وحش لذت میبردند و نسل برخی از آنها را در معرض خطر انقراض قرار دادند؛ موضوعی که معصومه ابتکار، رئیس سابق سازمان محیط زیست کشور نیز در کتاب خاطراتش به نام خوشههای شهریور از آن یاد کرده است. وی در فصل دهم این کتاب با عنوان «شکار هوبره و شیوخ عرب» مینویسد: «هوبره» نماد مقاومت سازمان شده بود و هر جا که نام این پرنده به گوش میرسید، همان جا و همان لحظه، مکان و زمان تنش و کشمکش بود. تقاضاهای مکرر و مصرانه شیوخ ثروتمند عرب برای شکار هوبره توسط بازهای شکاری تربیت شده از هر سو بر سر و روی سازمان میبارید. افراد مختلف نیز با ظاهری خیرخواهانه و این استدلال که ارائه مجوز به شیوخ برای شکار به نفع کشور است و آنها برای این کار پول خرج میکنند، واسطه میشدند. اشتیاق شیوخ عرب سبب گرمی بازار غیرقانونی قاچاق پرندههای شکاری مانند «باز» از سالهای گذشته در ایران شده بود. شیوخ، متقاضی شکار هوبره در استانهای بوشهر، خوزستان، فارس و کرمان بودند و در اثر این تقاضا و بازار بهوجود آمده، شبکه مافیایی عظیمی برای حمایت از این نوع شکار در بین افراد محلی و حتی برخی مسئولان شکل گرفته بود. دلیل شکل گرفتن این مافیا هم پولی بود که عربها حاضر بودند در قبال کسب مجوز شکار خرج کنند بنابراین با دادن وعدههایی مثل ساختن درمانگاه و...، برخی از مسئولان را مجاب میکردند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم