در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
حال اگر شعری را بخوانیم یا بشنویم که نتیجهگیریهای ظریف و زیرکانهای از اتفاقات کوچک و ریز و اطرافمان گرفته باشد، اولین گزینهمان چه کسی است؟ کدام شاعر است که هر چند نگاهی عارفانه دارد، اما برای بیان مقاصد خویش که اغلب پند و نصیحتی هم در خود دارد، سراغ ملموسترین مسائل زندگی رفته است؟ اگر کمی اطلاعات ادبی داشته باشیم، حتما خواهیم گفت صائب تبریزی. شاعری که در تقویم رسمی کشورمان دهم تیرماه هم به نامش نامگذاری شده است.
از مهاجرت تا بازگشت
شاعری که علاوه بر ایران در هند نیز به سرایش شعر پرداخته است. او از جمله شاعران مهاجری است که دربار شاهان هند را هم تجربه کرده و به ایران بازمیگردد و ملکالشعرای دربار شاه اسماعیل دوم در حکومت صفویه میشود. نگاهی به شعر عصر صفویه نشان میدهد که نسبت به دورههای قبلتر، شعر فارسی با شرایط متفاوتی روبهروست. با عمومیت پیدا کردن شعر در این دوره، هرکسی در هر کسوت، شغل و لباسی از بقال و بزاز و خیاط و نانوا و قصاب و... به سرودن شعر میپرداخت، با چنین توصیفاتی پیداست که تعداد شاعران این دوره از شمار بیرون است و ما امروزه تنها نام شاعرانی را میدانیم که اسامی آنها از تذکرههای دوره صفوی به ما رسیده است.
پدر اسلوب معادله فارسی
میرزا محمدعلی، متخلص به صائب، یا همان صائبتبریزی شاعری است که توانست با گذر از زبان رسمی به زبان صمیمی و مردمی و استفاده از جملات و کلمات عامیانه، جان دوبارهای به شعر فارسی دهد و این نوع شعر را از سیطره دربار به سمت مردمی شدن سوق دهد. یکی دیگر از ویژگیهای برجسته این شاعر استفاده از مضامین نو است که به خلق ایجازی فوقالعاده انجامیده است.
استاد محمدرضا شفیعی کدکنی، صائب تبریزی را مبتکر اسلوب معادله میداند. اسلوب معادله یعنی شاعر موضوعی اجتماعی و جامعهشناسی را به زبان عامیانه مطرح میکند و برای اثبات ادعای خود دلیلی را میآورد که به عنوان مثال در این بیت صائب آمده است:
به هیچ جا نرسد هر که همتش پست است
پر شکسته خس و خار آشیانه شود
وقتی در این دو مصرع دقت شود، مصرع دوم به نوعی مصرع اول را تائید میکند و این چنین تکنیکی در شعر، اسلوب معادله نامیده میشود. این شاعر اهل حضور در بین عموم مردم بوده است و به نوعی شعر را از دربار به سمت عموم مردم برده است. مضمونسازی از دیگر ویژگیهای برجسته شعر صائب تبریزی است.
جامعهشناس عصر صفوی
صائب جامعهشناس عصر خود و شعرش آیینه تمامنمای زندگی اجتماعی عصر نوادگان شیخ صفی الدین اردبیلی است. اشعار او را به نوعی میتوان دانشنامه عصر صفویه دانست. او در شعر خود به فرهنگ عامه، اوضاع اجتماعی، معیشتی و بسیاری از آداب و رسوم زمان خود اشاره کرده و برای هرکدام از آنها مضامینی شاعرانه ساخته است. میرزا صائب در سرودن اشعار عرفانی نیز دستی بر آتش دارد و رد پای تفکرات عرفانی و حکمی او را در سراسر آثارش میتوان دید.
صائب و مخاطب امروز
آیا مخاطب امروز هم صائب میخواند؟ این سوالی است که ممکن است درباره هر شاعر و نویسنده دیگری هم که در عصر ما زندگی نمیکند، مطرح شود. در پاسخ به این سوال نمیتوان بهطور قطع پاسخ مثبت داد، چون جامعه ما چندان کتابخوان نیست، اما به جرات میتوان گفت هنوز هم میتوان با این شاعر ارتباط برقرار کرد. صائب از آنچه حرف میزند که جلوی چشمت بوده اما حتی نمیتوانستی تصورش را هم بکنی که تبدیل به شعر شود.
غزلی از صائب
آنچنان کز رفتن گل خار میماند به جا
از جوانی حسرت بسیار میماند به جا
آه افسوس و سرشک گرم و داغ حسرت است
آنچه از عمر سبکرفتار میماند به جا
کامجویی غیر ناکامی ندارد حاصلی
در کف گلچین ز گلشن، خار میماند به جا
جسم خاکی مانع عمر سبکرفتار نیست
پیش این سیلاب، کی دیوار میماند به جا؟
هیچ کار از سعی ما چون کوهکن صورت نبست
وقت آن کس خوش کزو آثار میماند به جا
زنگ افسوسی به دست خواجه هنگام رحیل
از شمار درهم و دینار میماند به جا
نیست از کردار ما بیحاصلان را بهرهای
چون قلم از ما همین گفتار میماند به جا
عیش شیرین را بود در چاشنی صد چشم شور
برگ صائب بیشتر از بار میماند به جا
زینب مرتضاییفرد
فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: