در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
یکم؛ حفظ وحدت داخلی و تذکر به مدیران دولتی. دوم؛ تاکید بر کار و تلاش مدیران و تغییر و تفاوت نسبت به گذشته. سوم؛ اصرار بر مقاومت و اینکه «آمریکا را در جنگ ارادهها به زانو در میآوریم.»
چهارم؛ صداقت با مردم و بیان مشکلات و دعوت از آنها برای همراهی و پنجم؛ ایمان به سنت الهی نصرت مومنین و اینکه ما در نهایت پیروزیم.
نحوه مواجهه جریانات مختلف داخل کشور با سخنان رئیسجمهور بسیار با اهمیت است، چراکه راه نهایی در تقابل با مشکلات و نارساییها وفاق ملی است و راه دیگری وجود ندارد. جریان حامی دولت لازم است با درک واقعیتها و تجربیاتی از قبیل برجام، عمق مواضع و سخنان اخیر رئیسجمهور را مدنظر قرار دهند و ضمن تلاش برای افزایش وحدت داخلی، از هیچ کمکی به دولت دریغ نورزند. جریان منتقد دولت نیز باید تفاوت و ارجحیت «مصالح ملی» نسبت به «منافع سیاسی و جریانی» را در عمل آموزش دهد. باید نشان دهد که برای اعتلای نام ایران و قوت و عزت انقلاب، بیاعتنا به «تمایلات فردی» و «سوداهای سیاسی» و «صرفههای گروهی» است.
از این جهت دو محور و ملاحظه اساسی در «برخورد متفاوت» با «سخنان متمایز» رئیسجمهور وجود دارد. اول مواجهه با شخص رئیسجمهور است. برخی از دو جریان حامی و منتقد، به اسم اینکه رئیسجمهور در شرایط «استیصال سیاسی» ناچار به ایراد این سخنان بوده است، حاضر نشدند همراهی کنند. برخی هم سخنان رئیسجمهور را «حمل بر صحت» نکردند و مواضع گذشته دولت را به رخ کشیدند. هر دو نگاه گرفتار «انفعال در تشخیص» مصالح کشور است. هر دونگاه از عقلانیت و مبانی عمیق دینی ما فاصله گرفته است.
ملاحظه اول مواجهه با شخص رئیسجمهور است. به حکم دین سخنان رئیسجمهور را باید «حمل بر صحت» کنیم. به حکم شرع و اخلاق موظف به «حسن ظنیم.» چه آنکه مبانی حکمرانی ما نیز فارغ از این ملاحظه اخلاقی نیست. حسنظن به مسئولین یک حکم کلی است. تا وقتی غلبه مسئولین با خوبی است باید حسن ظن داشت و تا زمانی که حکومت اسلامی است غلبه مسئولین با نیکی است. همانگونه که رهبر انقلاب سالها قبل چنین گفتند: امروز، دیگر اسلام و خیر غالب و حاکم است و حکومت و رهبری و دولت، اسلامی است. گرچه در جامعه شر هم وجود دارد؛ اما غلبه و حاکمیت با خیر است. امروز، روز حسنظن است. 7/9/1368
استمرار تاکید رهبر انقلاب بر حسنظن به مسئولین و حمایتهای متعدد ایشان از دولتها، مربوط به آن سالها و دولت خاصی نیست. چه اینکه این مطلب را علاوه بر دولت سازندگی، در دولت اصلاحات و دولتهای پس از آن نیز بارها بیان کردهاند. لذا روشن است که امروز نیز همان حکم است و همان اصل اعتقادی.
صدالبته که نیاز به توضیح نیست که این حسن ظن به معنی «مصونیت از خطا» و بیاعتنایی به عملکردهای دولت نیست و هرجا خدای ناکرده، خلاف این مسیر رفتار شود باید انتقاد کرد.
و اما ملاحظه دوم، اثر این سخنان است. فرض کنیم دستگاه نیتسنج داشته باشیم و بتوانیم قلب آدمها را رصد کنیم. بازهم حجتی برای بیاعتنایی به سخنان رئیسجمهور نداریم و باید استقبال کنیم. چرا؟ علت اصلی، اثر سخنان است که این اثر فارغ از نیت رئیسجمهور، در جامعه «کارکردهای قابل اعتنا» دارد.
روشن است که امروز نیاز جامعه وفاق است. هیچ فاعلی برای ساخت این «اجماع ملی و وفاق اجتماعی» موثرتر از دولت نیست، چرا که به گفته رئیسجمهور، دولت در خطمقدم این مبارزه است و حرکت دولت، حرکت پایگاه اجتماعی دولت و مقدمه این «وحدت تاریخی» است. با این مقدمه ساده آیا نباید از سخنان رئیسجمهور استقبال کرد؟ مخاطب ما مردم هستند و طرفداران این دولت با همان تعریفی که رئیسجمهور خود را متکی به 81 میلیون نفر معرفی کرد؛ نه صرفا 24 میلیون نفر. و آیا راه همدلی و همراهی ملی غیر از نطق چهارشنبه رئیسجمهور است؟
در نهایت اینکه افکار عمومی ما باید از این فرصت بهره ببرد. سخنان متفاوت رئیسجمهور را باید به فال نیک گرفت. خوش خیال نباشیم؛ اما حسن ظن داشته باشیم. ایندو متفاوت است. خوش خیالی ناشی از ساده لوحی و عدم بصیرت است و حسنظن نشانه اخلاق و اعتقاد و معرفت دینی. همین سخنان را معیار ارزیابی دولت در سه سال پیشرو قرار دهیم و با همین سخنان دولت را کمک کنیم. مهمتر اینکه این فرصت تاریخی را در «سازواری سیاسی» و «یگانگی ملی» قدر بدانیم و هرچه بیشتر این قدرت ملی را برای مقابله با «خناسان داخلی» و «شیاطین خارجی» بهکار گیریم.
محسن مهدیان
روزنامهنگار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: