در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
رسانه ملی تلاش دارد تا این غبار را پاک کرده و تصویری واقعبینانه از زیباییهای بخشهای مختلف ایران برای مخاطب به تصویر بکشد.
مسلماً بخشی از خاطرات بکر ایران که مملو از تاریخ است در دل روستاها قرار دارد، زیرا همه ما هیاهوی عبور گلههای گوسفند، تنورهای داغ برای پختن نان، راه رفتن روی سنگلاخ و ... را به فراموشی سپردهایم. این در حالی است که مردم روستاها هم سهم زیادی در حفظ تاریخ ایران دارند و ما باید حافظ این گنجینه ارزشمند باشیم.
بنابراین یکی از مواردی که در این بخش کمک زیادی میکند، ساخت برنامههای تلویزیونی پیرامون روستاها و شهرهای ایران است تا بتوانیم برای همیشه حافظ گنجینه غنی تاریخ ایران باشیم و آنچه مخاطب را جذاب خواهد کرد، بهره بردن از ساختارهای مختلف برنامهسازی است تا از این طریق مردم هم با علاقه پیگیر تماشای این آثار باشند.
به همین دلیل و توجه به این مسائل، انگیزهای برای فرهاد ورهرام، پیر مستندسازی در ایران شد تا سراغ ساخت مستند مردم شناسی در دل روستاها با نام «خاطرات روستا» برود.
گرچه زمان چهره روستاها را تغییر داده، اما در این میان برخی از روستاها در ایران منحصربهفرد هستند. این مستند با توجه به مطالعات مردم شناسانه، علاوه بر معرفی پیشینه این روستاها، سعی در معرفی هویت تاریخی آنان دارد.
در این مجموعه 13 مستند مردمشناسی با رویکرد مونوگرافی ساخته شده است. البته ورهرام علاوه بر تهیهکنندگی، کارگردانی 7 قسمت از مستند این مجموعه با نامهای «طالبآباد»، «بندر هجیج»، «اورامان تخت»، «بُنِه تاک»، «خبیص کهنه، شهداد نو» و «سیوسه سال بعد هور دورق» را بر عهده دارد و مهدی باقری، هادی آفریده، بابک بهداد و مازیار مشتاق گوهری نیز دیگر مستندهای این مجموعه را کارگردانی کردند.
این مجموعه روزهای دوشنبه ساعت 21 از شبکه مستند پخش و سهشنبه هم بازپخش میشود. به همین بهانه سراغ برنامهسازان این مستند رفتیم.
روستاهایی با فضاهای متفاوت
فرهاد ورهرام، تهیهکننده و کارگردان مستند خاطرات روستا درباره شکل گیری طرح این مجموعه به جامجم گفت: من در دورهای در موسسه مطالعات و تحقیقات دانشگاه تهران در بخش مردمشناسی و موسسه پژوهشی دهقانی، مسئولیت فیلم و عکس را داشتم. همین مسئولیت باعث شد تا بیشتر با فضای مردمشناسی آشنا شوم و تحقیقات گستردهای هم در حوزه مونوگرافی و تکنگاریها انجام دادم. در دهه 40 تا 50 اوج مونوگرافینویسی در ایران بود به ویژه در حوزه مطالعات روستاهای عشایری. در این حوزه اساتید زیادی کار کردند که من هم با آنها آشنایی داشتم.
وی ادامه داد: بنابراین وقتی قرار شد تولید مستند خاطرات روستا را شروع کنیم از فرم مونوگرافی استفاده. از میان 40 مونوگرافی 13 تا را انتخاب و برای تولید به شبکه مستند ارائه کردم و شبکه هم پذیرفت. دلیل انتخاب این 13مونوگرافی این بود که روستاهایی را در نظر گرفتیم که به لحاظ موضوعی متفاوت باشند. مثلاً یک روستا در حوزه دامداری فعال است و دیگری در جنگل است. یک روستا جاذبه توریستی دارد و دیگری حافظ آیین و رسوم ایران است. به همین دلیل از اسناد و مدارک به جا مانده روستاها بهره بردیم. همچنین به غیر از مونوگرافی تعدادی هم فیلم و عکس پیدا کردیم.
این تهیهکننده و کارگردان اشاره کرد: البته ما این طور عمل نکردیم که دوربین با خودمان به روستا ببریم و چند مصاحبه بگیریم و زیباییهای روستاها را نشان بدهیم، بلکه تاریخ 50-40ساله روستاها را واکاوی کردیم. چند قسمت از مستند را خودم کارگردانی کردم. همچنین دوستان دیگری را هم با توجه به اینکه شناخت از کارهایشان داشتم برای کارگردانی برخی قسمتها انتخاب کردم. به نظرم رسانه ملی باید به ساخت چنین مستندهایی توجه زیادی کند، زیرا گنجینههای ارزشمندی در ایران داریم که میتوانیم در قالب تهیه مستند حافظ این گنجینه باشیم.
استقبال مردمی
ورهرام درباره اینکه چطور شد برخی قسمتها را خودتان کارگردانی کردید؟ توضیح داد: من سراغ روستاهایی رفتم که خودم قبلا مطالعه کرده بودم و از آنها عکس و تصویر اولیه را داشتم. به همین دلیل قسمتهای «طالبآباد»، «بندر هجیج»، «اورامان تخت»، «بُنِه تاک»، «خبیص کهنه، شهداد نو» و «سیوسه سال بعد هور دورق» را خودم ساختم. ضمن اینکه دیگر دوستان کارگردان هم فیلمهای قدیمی در هنگام کار پیدا کردند که ما در مستند کار کردیم.
این مستندساز درباره بازخوردهای مردمی توضیح داد: زمانی که مستندها را میساختیم مردم منطقه، بخشدار و دهدار خیلی از کارمان استقبال کردند و علاقهمند بودند که این کار را انجام میدهیم، اما از بازخوردهای مردمی نسبت به پخش مجموعه اطلاعی ندارم.
یک تجربه تازه
مهدی باقری، کارگردان سه مستند از مجموعه خاطرات روستا را ساخته است. وی درباره پذیرش کارگردانی این مجموعه گفت: من این افتخار را داشتم که با آقای ورهرام کار کنم و بزرگترین انگیزه من برای کارگردانی، او بود. ضمن اینکه فرمت این مستند مردم شناسی بود که نساخته بودم و فرصت خوبی برای یادگیری بود. اتفاقاً از آقای ورهرام خیلی یاد گرفتم و او بهعنوان تهیهکننده از راه دور آموزش خودش را میداد. در واقع این فضا کمک کرد تا به تجربه تازهای دست پیدا کنم.
وی درباره اینکه آیا قبل از کلید زدن درباره روستاها تحقیق کرده بودید؟ توضیح داد: حضور تهیهکننده آگاه کمک زیادی به فیلمساز میکند و آقای ورهرام فقط تهیه کننده کار نبود و تجربیاتش را به من انتقال کرد. طراحی این پروژه هم بر اساس مونوگرافیهایی که در دهه 40 تا 50 انجام شده بود، شکل گرفت. در واقع این مونوگرافیها شناخت کامل از منطقه به ما میداد. این مستندساز در پایان ادامه داد: به سهم خودم تلاش کردم سه روستایی که کار کردهام را از زاویهای متفاوت به مخاطب نشان بدهم و فرصتی برای تجارب و انتقال دانش بود.
فاطمه عودباشی
رسانه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: