شماره 17 سهیلا یا سهیلا شماره 17 فیلمی است که ایده ناب و شجاعانهای دارد و اتفاقا همین امکان در جاهایی برایش تهدید میشود؛ ایدهای که بیننده را غافلگیر میکند و فیلمساز در تمام طول فیلم سعی میکند آن را پرورش دهد و به جایی برسد که مخاطب در تجربه زیستی قهرمانش شریک شود و جای او قرار بگیرد. تجربهای که در زندگی روزمره بسیار با آن روبهرو و میتوانیم به شکلی جدی آن را درک کنیم.
شوخیهایی که جدی میشوند
جمله معروفی است که میگوید ما شوخی شوخی به قورباغهها سنگ میزنیم و آنها جدیجدی میمیرند! سهیلا شماره 17 داستان نسلی است که شوخیشوخی وارد دهه پنجم زندگی خود شده و حالا ترس از تنهایی بیش از هر چیز آنها را دچار کابوس کرده است. سهیلا در آستانه 40 سالگی با هشدار پزشک متوجه میشود که فرصت چندانی برای بچهدارشدن ندارد و حالا باید هر چه سریعتر تشکیل خانواده دهد و به اصطلاح برای خودش شوهر پیدا کند. اتفاقی که با توجه به شرایط عرفی و اجتماعی در ایران قدری برای یک دختر غیرمعمول است و همین جا فیلم وارد دنیای زنانهاش میشود. هیچکس از اطرافیان سهیلا از دوستان سابق تا فعلی نمیتوانند او را درک کنند و نمیدانند که شوخی و جدیهای ساده آنها درباره سن و وزن و هیکل یک زن در آستانه 40 سالگی تا چه حد میتواند یک زن را ویران کند. این نکته به نظر از معدود شوخیهای مرسوم در میان مردم است که حالا در یک اثر سینمایی تبدیل به بحرانی جدی میشود و مخاطب از میانه فیلم به بعد با خود فکر میکند تا به حال با چند زن این رفتار را داشته است؟
آدمهایی که سهیلا برای آغاز زندگی میخواهد به آنها فکر کند همگی بکلی با دنیای او بیگانهاند. از دوستپسرهای سابق تا خواستگار میانسال و در این میان گویی تنها راهکار او مراجعه به بنگاههای همسریابی است. حالا سهیلا مانند بسیاری از آدمهای تنهای دیگر وارد مرحله پذیرش مشکل شده و میخواهد با شیوهای به زندگی خود سر و سامان دهد که شیوهای غیرعرفی و حتی ناپسند در میان مردم محسوب میشود. فیلم در این مرحله وارد ساز و کارهای این مراکز مشاوره نمیشود که اگر این اتفاق میافتاد، میتوانست داستانی جدی و درامی پرکشش خلق کند. مراکزی که متاسفانه بهرغم تبلیغات جدی مانند تمام مراکز مشاوره روانی و درمانی دیگر بیشتر به بنگاههای تجاری میمانند که پول و منافع در آنها حرف اول را میزند. سهیلا آدمهایی را میبیند که مشکلاتی مشابه دارند، اما این مشکلات فقط گفته میشود و از آنها استفادهای در داستان اصلی نمیشود.
پیش از دقیقه یک
محمود غفاری پیش از این در کارنامهاش چند فیلم کوتاه دارد و سهیلا شماره 17 هم زمانی هفتاد و چند دقیقهای دارد که به نظر برای یک فیلم سینمایی کافی نیست. بزرگترین دلیل این کم بودن زمان فیلم، نبود یک پیشداستان محکم برای قصه اصلی است. پیشداستان عنصری در خلق درام است که متاسفانه در سینمای ایران هرگز جدی گرفته نمیشود و به همین دلیل قصهها در فیلمهای ما دیر شروع میشوند و بهدلیل از دست دادن زمان طلایی ابتدای فیلم مخاطب با اثر همراه نمیشود. سهیلا در داستان سهیلا شماره 17 شناسنامهای ندارد. این که مثلا خود او میگوید از 12 سالگی میخواستند او را شوهر بدهند به عنوان شناسنامه یا عقبه برای یک داستان جدی در سینما کاربردی ندارد و بیشتر به همان سیاق فیلمهای کوتاه میماند. برای خلق پیش داستان و آغاز داستان اصلی در دقیقه یک باید برای کاراکترها یک شناسنامه مشخص طراحی کرد تا کنشها و زیستشان برای مخاطب معنا و مفهوم پیدا کند. بهترین قیاسی که میتوان برای این عنصر مهم درام انجام داد، تشبیه آن به پی یک ساختمان چند طبقه است که میتواند سازه را محکم نگاه دارد و اگر این مساله رعایت نشود با هر تکان یا جابهجایی کوچک ساختمان فرو خواهد ریخت. فیلمساز اینجا به عنوان خالق اثر به نظر بیش از اندازهای که لازم است در مرحله ایده مانده و حتی مقهور آن شده بهگونهای که تمام شجاعت و خلاقیت اثر در همان مرحله باقی میماند؛ اگرچه کارگردان تا حدود زیادی توانسته است ریتم فیلمش را حفظ کند.
به یکی از نکات مهم دیگری که در سهیلا شماره 17 میتوان اشاره کرد ساختاری است که فیلمساز برای روایتش استفاده میکند. ساختاری مستندنما که میخواهد با استفاده از عناصر و عوامل سینمای داستانی، صحنههایی مستند خلق کند. این به خودی خود دارای اشکال نیست و حتی روشی خلاقانه و جذاب محسوب میشود، اما در سهیلا شماره 17 باید به این نکته توجه میشد که داستان سهیلا به خودی خود میتوانسته مشکل، تنهایی و دغدغه او را بیان کند و به نظر این سکانسهای مستندنما کاربردی ندارد. سهیلا و دغدغههایش یک عنصر پیشبرنده در داستان است و در شکل فعلی هم با وجود نماهای درون ماشین این اتفاق وجود دارد. وجود این ساختار به نظر تمهیدی از سوی فیلمساز برای تاکید بر بحرانی است که قهرمان داستان در آن گرفتار شده است.
بهرنگ ملک محمدی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم