در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پرسیدیم اصدقاء یعنی چه؟
ابوعلی گفت: «اینجا به ایرانیها، حزبا... و بعضا روسها که در ماجرای جنگ با نیروهای سوری همکاری کردند، اصدقا یا همان دوستان میگن.»
ابوعلی در ادامه از ادبیات و شعر غنی سوریه برایمان گفت؛ از شاعران و نویسندگانی که در سوریه بودند و نمونه آثارشان. سوریها در حوزه فرهنگیوهنری هم فعال بودهاند، برای نمونه در سال گاهی بیش از ۵۰ سریال سوری در این کشور ساخته میشد.
هر چه به محل اسکان نزدیک میشدیم تعداد تابلوهایی که تصویر بشار اسد رویش بود، بیشتر میشد و تصویر بشاراسد شاید با یک حساب چشمی حدودا یک سوم از تابلوهای تبلیغاتی شهر را به خودش اختصاص داده بود. تصاویری با لباسهای مختلف نظامی، رسمی و حتی عربی و حالتهایی مانند لبخند و جدی و... .
این عکسها در همه اندازهها و در همهجا بود. حتی روی در منزلها و در کنار حاجزها چسبانده بودند.
به محل اسکان رسیدیم. ابوعلی برایمان غذا آماده کرده بود. مرغ پخته شده همراه با برنج سفید، ماست چکیدهای که در یک بشقاب به ارتفاع نیم سانت پهن شده بود و چند قطره روغن زیتون هم رویش چکانده شده بود.
حُمُّص، فَتُّوش و زَعتَر هم بود. حُمُّص در واقع ترجمه نخود است، این غذا از نخود پخته شده و آسیاب در حد له شدگی مطلق همراه آب لیمو و سیر و روغن زیتون تهیه میشود و به عنوان دسر مصرف میشود. حمص را هم در بشقاب پهن میکنند و با نان یا بدون نان مصرف میکنند. فَتُّوش هم همان سالاد شیرازی خودمان است که در آن خُبُزمُقَّمَر(۱) میریزند.
قرار شد فردا صبح برای زیارت به حرم حضرت عمهجانِ بینظیر سادات برویم.
۱. خُبُزمُقَّمَر= نوعی نان است که آن را خورد میکنند و در روغن داغ سرخ میکنند، ظاهرش چیزی شبیه چیپسهای خودمان میشود.
سیدمجتبی مومنی
روزنامهنگار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: