در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تازه دوزاریمان افتاد که غیر از صدای انفجار، صدای هواپیما هم شنیده بودیم. در ادامه هم گفت که در دمشق به این صداها عادت کردهاند و تازه بعد همه اینها نوبت شنیدن صدای آمبولانسهاست. زندگی در سوریه و دمشق چند سالی است که با این صداها و صحنهها گره خورده. انگاری که سایه جنگ قرار نیست از سر این مردم کم شود. حالا احتمالا شاید با رفتن تکفیریها از حومه دمشق اندکی این صحنهها و صداها کمتر شده باشند.
جنگ آرام آرام دارد سایهاش را از سر این کشور کم میکند.
حالا بعد از جنگ است که بتدریج میشود راجع به ساختن دوباره این کشور حرف زد. شاید اندکی منفعتطلبانه باشد اما دور از انصاف نیست که در این راه هم باید همراه کسانی بود که در روزهای سخت جنگ تنهایشان نگذاشتیم. این همراهی البته برای ما به دور از منفعت و سود هم نخواهد بود. همین حالا ترکیه که از قضا در همان روزهای سخت، رفیق شفیقی هم برای سوریه نبود دارد میوه برقراری امنیت در این کشور را میچیند و آرام آرام جایی برای خودش در بازار این کشور باز میکند.
اینکه وسط این هرج و مرجها خبر برسد که گروهی از داخلیها اهمیت این موضوع را فهمیدهاند و در حد وسع و توانشان دست به زانو زده و سعی کردهاند در مجرای دیپلماسی فرهنگی، راهی به افکار عمومی خسته از جنگ سوریها باز کنند جای بسی خوشحالی و ذوقزدگی است. جمهوری اسلامی ایران در روزهای سخت و کشدار جنگ در کنار سوریه ایستاد کما اینکه این کشور هم در روزهای سخت و کشدار جنگ تحمیلی در کنار ما بود. حال چرا نباید جا پای فرهنگی در افکار و فرهنگ عمومی مردم آن دیار باز نکند و نام «ایران» را با خاطرهای خوش همنشین نسازد. در صفحه 10 امروز گزارشی رفتهایم از بعضی اقداماتی که در این فضا و برای کودکان سوری انجام شده. خواندنش خالی از لطف نیست.
محمدصادق علیزاده/ روزنامهنگار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: