بگذار تا بخندم !

بگذار تا بخندم غش غش به روزگاران کز سنگ خنده خیزد روز وصال یاران هرکس که ازدواجی یکبار کرده باشد داند که سخت باشد این ازدواج آسان
کد خبر: ۱۱۴۸۴۶
یک مرد لاابالی یک روز جو گرفتش
در زیر گوش بنده آهسته گفت این سان
عشق و صفا و غیره ، مجموعه مراد است
چون قرص اکس باشد ، پس بی خیال قلیان
وقتی ز دست یک زن مهری نشسته بر دل
بیرون نمی توان کرد جز با یکی از آنان
با عمه ام بگویید احوال آب چشمم
تا بلکه آستین را بالا زند بر امان
فی الفور یک زن خوب با وضع مادی توپ
پیدا کند اگرچه از زیر سنگ دوران
زیبا و خانه دار و هم مطمئن ز هر حیث
نامش شبیه چیزی مانند این امرسان

رضا رفیع
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها