در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
رسم بازی همینقدر بیرحم و همین اندازه طبیعی و پذیرفته شده است. باوجود این پذیرش، مدتی است با بازیگران بویژه پیشکسوتان که مصاحبه میکنیم از بیکاری و نادیده گرفته شدن گله میکنند و نیمی از وقت گفتوگو به شنیدن درددلهایشان میگذرد. میگویند هنوز جان در بدن دارند، حواسشان سر جاست و میتوانند دستکم چند خطی دیالوگ حفظ کنند. اظهار میکنند دلشان برای لحظهای جلوی دوربین بودن تنگ است. ظاهرا هوای بازی از سرشان نیفتاده اما گویی هوای آنها از سر عوامل سازنده فیلمها و سریالها افتاده است. مدتی یکبار در فضایمجازی، هنرمندی از آنها یاد و از نبودشان گله میکند، اما باز بعد از چند خبر کوچک، این نیستی فراموش میشود. مدتی پیش نیز یکی از بازیگران پیشنهاد کرد از این دست بازیگران یا سایر دستاندرکاران آثار نمایشی لیستی تهیه شود و عوامل سازنده یک اثر ملزم به دعوت از تعدادی از آنان باشند. پیشنهاد عجیبی است زیرا اجبار و استخدامی در کار نیست. کسی باید خواسته شود. بحث عرضه و تقاضاست اما اینکه برخی در اوج و زمانی که هنوز طالبانی داشتند از یادها رفتند جای پرسش دارد.
سر دلبران یکی از سریالهایی است که از چند بازیگر که مدتی است کمتر در قاب جادو دیده میشدند، بهره گرفته و از این نظر ترکیب متفاوتی از گروه بازیگران را ارائه کرده است. همین انتخابها نیز البته با اعتراضهایی روبهرو شد و یکی از بازیگران، خود را صاحب نقش جهانبخش سلطانی معرفی کرد. به گفته او به دلیل کمکاری سلطانی در سالهای اخیر نقش پروانه به این بازیگر واگذار شده در صورتی که ابتدا به او پیشنهاد شده بود. این خود نشان میدهد این قصه سر دراز دارد و فقط با این دست چارهاندیشیها قابل حل نیست؛ ضمن آنکه این بازیگران تعدادشان یکی دو تا نیست که با دعوت در چند پروژه، گره از کارشان گشوده شود.
با ین اوصاف هر هنرپیشهای باید دوراندیشانه از جوانی فکری به حال روزگار پیری و افول دوران ستارگیاش بکند یا دستکم پوشش مالی و معنوی از سوی وزارت ارشاد و صداوسیما برای این افراد در نظر گرفته شود تا به وقت کمکاری دستگیرشان باشد.
نوشین مجلسی / روزنامهنگار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: