ملتفت گشتیم در این ایام که گویا جهان در گیر مسائل جام جهانی فوتبال است وکلای مملکت هم خواستهاند از قافله علاقهمندان به فوتبال عقب نمانند و در همین اثنا بین خودشان قرعهکشی کردهاند که با مخارج دولتی بروند به ممالک روسیه و این رنج و تعب را بر جان بخرند و در کمال مشقت به دور از زن و فرزند و در هوای سوزان و هتلهای کثیف و بدون غذای حلال بازیهای فوتبال جوانان ممالک محروسه را دیده و تشویق کنند و به وطن مراجعت فرمایند. شما گمان میبرید که واقعا راحت است رفتن به جام جهانی و دیدن بازیها؟ زبانم لال بروی در مملکت غریب و تیمات یک بازی را ببازد و تو افسرده و ناراحت شوارع یخ زده مسکو را قدم بزنی و بغض کنی هیچکس نباشد یک «عیب نداره عزیزم فوتبال همینه دیگه» بهت بگوید راحت است. اینکه خانم وکیلالرعایا بگوید من به جام جهانی میروم تا هم بر عملکرد تیم ملی نظارت داشته باشم و هم تابوی ورود نسوان ممالک محروسه به ورزشگاه و تماشای فوتبال وطنی را بشکنیم به نظرتان کم کاری است؟
هیچکس هم نیست بگوید همشیره جان تصدقت گردم یعنی هیچ درز و دوز ندوخته در این مملکت نمانده بود الا همین نظارت جنابتان بر عملکرد تیم ملی که بحمدا... حاصل شد. اینکه وکیل رعیت به جای رسیدگی به امور ازدواج و اشتغال و تورم و ارز و هزار کار ناکرده دیگر را فرو بگذارد و دغدغه ذهنش بشود عملکرد تیم ملی که دیگر وکیلالرعایا نیست. ما نمید انیم چیست هرچه هست نمیشود عنوان نماینده بر ایشان اطلاق کرد. ما که آردمان را بیخته ایم و الکمان را آویخته ایم. با یک انگشتانه آب سیرابیم و با یک قوطی کبریت نان سیر... خدا به خیر کند احوالات ممالک محروسه را با این وکلا و رجال سیاسی که گویا دغدغه همه چی دارند الا معیشت و رفاه رعیت .... اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم